خرید بک لینک


* به نام تک صلیب کلیسای وجودم *

strong>
می خواهم باقی عشق هایم را برای تو بنویسم برای تو که احساس مرا تردید نام نخواهی کرد ؛
می دانی سالهاست که در آینه ی وجودم تو را می بینم بهانه مگیر اگر بخواهی می توانی حس مهربان دست هایم را به روی شانه هایت لمس کنی.
نغمه ام را گوش کن سرنوشت تفسیر زیبایی است اگر :
تو سهم من از فردا باشی!
مهربانم !
خلوتی برایم فراهم کن ، خلوتی به کوچکی قلب یه گنجشک برایم کافی است ؛ خلوتی به اندازه گلیم یک درویش کافی استتا بتوانم رد خوشبختی را به تو نشان دهم.

با بودنت دریاها را پشت پلکهایم گرد می آورم ، جنگل ها را روی پیراهنم جای می دهم و جان را روی نفس یک پرستو نقش می زنم.

کاش به من بگیی طنین شور وشادی چه وقت در نهادمان به بلندای احساس زیبا جلوه می نمایاند وشب سیه ظلمانی را به افق نور مهر آشنا می سازد!


با همه آنچه

عشق می توان نامید

« دوستت دارم »


قلب من در شهر چشمان شما جا مانده است____قدر یک شب هم شده از او پرستاری کنید



آبان ماه 84

برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 20:15

صفحه بندی