چون شبا باز رویا دارم ، چون شاید شاید شاید یه اتفاقِ خوب پیش بیاد ، با اینکه هنوز هیچی معلوم نیست و صفره
همه چی ولی من خوشحالم!
چون اون پسرِ تی شرت صورتی خوش قد و بالا و خوش قیافه و خوشتیپ 5 تا طبقه پله رو دنبالم دوید
تا ببینه از در کدوم واحد میرم تو ،
یعنی میدویدم پله هارو ها! دوربین ها اگه دیدن باشن نگهبانها کلی خندیدن لابد!
چون امروز قرار شد برای کار با بچه های کار و خیابون برم دوباره ازون هفته ، پولی هم که میدن برای من قابلِ قبوله
چون برا درسم یه تصمیماتِ جدی گرفتم و از اذیتام کم میشه اینجوری
چون دوس دارم دنیا چرخش برام بچرخه!
برچسب:
نویسنده: تايافا