خرید بک لینک
تو مطب دندونپزشکی منتظرم تا کار مامانم تموم شه

خوابم گرفته تقریبا از سکوتِ مطب

یه کتاب برمیدارم که بخونم ، اسم کتاب شیوه های دوست داشتن یا یه هچین چیزی

اولین صفحه ی کتاب یه دستخطِ مربوط به خانوم دکتر برای شوهرش آقای دکتر به مناسبتِ تولدش

اسم خانوم بهارک و اسمِ همسرش نیما بود

جمله با نیمای عزیزم شروع شده بود

یه متنی دو جمله ای بود که توش دو تا کلمه ی بهار داشت ، خانوم دکتر بالای اون دو تا کلمه ی بهار

یه ک گذاشته بود که بشه بهارک اسمِ خودش

و ته نوشته با دوستت دارم... تموم شده بود

چندین بار نگاه کردمو از سر خوندم

و چندین بار کیف کردم :)


برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 20:01

صفحه بندی