خوابم گرفته تقریبا از سکوتِ مطب
یه کتاب برمیدارم که بخونم ، اسم کتاب شیوه های دوست داشتن یا یه هچین چیزی
اولین صفحه ی کتاب یه دستخطِ مربوط به خانوم دکتر برای شوهرش آقای دکتر به مناسبتِ تولدش
اسم خانوم بهارک و اسمِ همسرش نیما بود
جمله با نیمای عزیزم شروع شده بود
یه متنی دو جمله ای بود که توش دو تا کلمه ی بهار داشت ، خانوم دکتر بالای اون دو تا کلمه ی بهار
یه ک گذاشته بود که بشه بهارک اسمِ خودش
و ته نوشته با دوستت دارم... تموم شده بود
چندین بار نگاه کردمو از سر خوندم
و چندین بار کیف کردم :)
برچسب:
نویسنده: تايافا