خرید بک لینک

دیرگاهیاست به این وضعیت عادت کردهام. وقتیاحمدی نژاد یا مشایی را نقد می کنم گروهی ناسزا می گویند، وقتی از نقد جبههپایداری می نویسم گروهی دیگر متهمم می کنند و به همین ترتیب وقتی از ضرورت مراعاتانصاف درخصوص کسی می نویسم جمعی دیگر احساس وظیفه می کنند که به جای نقد ماقال،من قال را مورد ملاطفت قرار دهند.

جماعت در همان دوقطبی میرحسین و احمدی نژاد مانده اند. گمان می کنندهمواره باید از یک طرف مطلق دفاع کرد و طرف دیگر را مطلق تکفیر و لجن مال کرد. فکرمی کنند همیشه یکی سیاهِ سیاه است و یکی سفیدِ سفید. فکر می کنند اگر نقدی بهاحمدی نژاد یا مشایی دارم دعوایم دعوای شخصی است و کس دیگری را می خواهم اثبات کنمو نیز فکر می کنند اگر می گویم جبهه پایداری قابل نقد است موضعی سیاسی را پیش فرضگرفته ام و می خواهم کس دیگری از این میانه اثبات شود. این وضعیت سیاست زده امروزماست. ما می خواهیم این وضعیت را با جسارت تمام به هم بزنیم.

حقیر بهشخصه از این فضای سیاست زده خسته شده ام. بالواقع اگر کسی روزی این را برایم اثباتکند که تو هیچ وظیفه ای در عرصه سیاسی نداری قطعا سجده شکر به جا می آورم و تماموقت به حوزه های مورد علاقه مطالعاتی ام نظیر فلسفه علم و حکمت و اقتصاد و علومانسانی و فقه و... می رسم. ما سیاسی کار نیستیم و هیچ گاه اظهارنظرهای سیاسی ماننیز برای کسب منفعتی یا سهمی نبوده است. آن گاه که احساس وظیفه کردیم همان چیزی کهواقعاً قبول داشتیم و برایش بین خودمان و خدا حجت و استدلال داشتیم نوشتیم، پایشایستادیم و از آن دفاع کردیم و هزینه اش را هم دادیم.

در برخی موضوعات ما از زاویه نگاه معرفت شناختی(!) یعنی در همانگام اول با بر برخی دوستان اختلاف نظر داریم. ما معتقدیم اخبار شبه امنیتی قابلاستناد و اتکاء نیست. این اخبار نه بصیرت می آورد و نه حجت به دست می دهد. معتقدیمبرخی دوستان با نگرش جنگ روانی در فضای سیاسی کشور مشغول جعل خبر بوده و هستند. ماتفکر امنیتی و نگاه تهدیدمحور در خصوص مسائل کشور و مسائل سیاسی را از اساس وبنیان قبول نداریم. از نگاه ما اخبار شبه امنیتی دروغ است مگر آنکه خلاف آن ثابتشود و حجت ها و بیّنه های دیگری از راه برسد. ما معتقدیم رهبر انقلاب نیز از ماخواسته اند آنچه هست را بگوییم و اتکاءمان به اخبار آشکار باشد. از این زاویه نگاهما نسبت به رسانه هایی چون سایت خبری مشرق بی اعتمادیم و اخبار پشت پرده ایندوستان و دوستان نزدیک به این دوستان را قابل استناد نمی دانیم چه این اخباردرباره اصلاح طلبان باشد، چه احمدی نژاد چه جبهه پایداری چه هر گروه و جریان دیگر.اساساً رسانه هایی مثل نسیم و فارس و... و چهره هایی چونزاکانی و عباس توانگر و سراج و... در انتخابات مجلس نشان دادند چقدر اخلاق مدارندو واقعا چقدر اصولگرا هستند و ما خوشحالیم که در این انتخابات برای دوستانمان درجبهه پایداری چهره واقعی این افراد روشن شد.

در مورد احمدی نژاد وقتی مقام معظم رهبری قم رفتند و در جمع اعضایجامعه مدرسین سخن گفتند، در میان انتقاداتی که وجود داشت جملاتی کلیدی بر زبانآوردند که این جملات در واقع همان مبنای ماست. ایشان فرمودند:«مراقب باشند که یکجهت گیری عامی برای زمین زدن دولتی که حالا نسبت به شعارهای انقلاب وفادار است،نسبت به رهبری اظهار اطاعت می کند و چه و چه، ایجاد نشود، به آن حرکت کمک نشود.عرض ما این است. یک جوری نصیحت کنید که آن کسانی که قصد ریشه کنی دارند، نتواننداستفاده کنند ولی خوب نصیحت کنید، پیغام بدهید، کاغذ بنویسید، اگر یکجایی واقعا دیدید ضرورت دارد، اعلام هم بشود. اعلام عمومی در مواقع ضروری ایرادیندارد، اما باید مراقبت بشود، این جور نیست که حالا انسان هر اعتراضی دارد مصلحتباشد که این را علنی و عمومی کند.»

ما معتقدیم برخی برخوردها با دولت صحیح نبود. کینه توزانه وغیرمنصفانه بود یا حداقل اینکه روش برخورد روش صحیحی نبود. معتقدیمحتی برخی اخبار در خصوص آقای مشایی کذب بود و این اخبار جعلی امروز به عنوان سندمظلومیت در دست آقای مشایی است و او می تواند همین اخبار را برای اثبات خود فهرستکند. ما معتقدیم برخوردهای غلط با خاتمی بود که دوم خرداد را به وجود آورد. مامعتقدیم مخالفت با یک فرد حجتی برای استفاده از هر ابزاری برای لجن مال کردن وکنار زدن او فراهم نمی آورد. ما معتقد به عقلانیتیم. معتقد به بحث عالمانه وعاقلانه ایم.

عباراتیاز آقای رهدار دیدم این عبارات موردتوجه ماست:«اصلاً گیرم که آقای مشایی، انسان منحرفی بود؛ اصلاً باشد همان انسانمنحرفی که اینها دارند، میگویند؛ این یک مسئله است و مسئله برخورد حوزه با اینجریان یک مسئله دیگر است. به نظرم برخورد جریاناصولگرا و جریان اصولگرای حوزه با این جریان، یک برخورد غلط بود. برخورد حوزه بااین جریان، نشان از آن هاضمه تنگ فرهنگی حوزه داشت. حوزه اسلوب امام صادقی(ع)دارد که طبق آن ملحد میآمد و مقابلش مینشست و امام صادق(ع) او را به مجلس خودشمیپذیرفت. با او بحث میکرد و جهتش میداد و هدایتش میکرد و در او تصرف میکرد؛این اسلوب را حوزه انتخاب نکرد. ما مدعی انقلاب هستیم و این مهم است ماخودمان را فرزند انقلاب و محصول آن میدانیم. گیرم که این بابا آدم منحرفی است ورفته در نقطه ثقل ساحت اجرای کشور همه کشیدیم خودمان را کنار که ما با ایشان زیریک سقف نمیرویم. جریان انحرافی هم که همین را میخواست. همین را میخواست که مادر نقطه ثقل نرویم و در حاشیه باشیم. کسی که داعیه انقلاب دارد این طور عمل نمیکند.»حقیر همان زمان هم از جریان انحراف و انحراف در نقد جریان انحرافی سخن گفتم.

حجتالاسلام و المسلمین رهدار همچنین می گوید:«این همه این طرف در جبهه اصولگرایی و درحوزه سرمایهگذاری کردیم، این همه حرف زده شد و حتی کار به اینجا رسید که به ایشاننسبت سحر و جادو بدهیم. آن هم چه زمانی؟ زمانی که کنار گوش ما جریان بیداری اسلامیآن طرف دارد صورت میگیرد؛ دهانه آن جریان باز شده و بیش از هر جای دیگر ما مظروفبرای آن ظرف داشتیم. درست در آن شرایط انگار ما به دستخودمان به دنیا داریم میگوییم به کل جهان اسلای انقلابی میگوییم، چرا منتظر ماهستید؟ ما خودمان مملکتمان را داریم با سحر و جادو داریم مدیریت میکنیم واقعاًاین کار باید میکردیم؟»

ما معتقدیم با احمدی نژاد می شد به گونه ای دیگر نیز برخورد کرد،مسائل را مدیریت کرد و از آسیب ها کاست. البتههمان طور که آقای نبویان هم در مصاحبه اخیرشان فرمودند مقصود آیت الله مصباح یزدیاز به کار بردن واژه فراماسونری درخصوص این دولت این نبود که مثلا مشایی یااحمدی نژاد وابستگی تشکیلاتی به دستگاه فراماسونری دارند و فراماسونر هستند. بلکهمقصود نقد فکری بود بدین معنا که مبادا به سمت همان شعارهای برادری و برابری و...که به اصطلاح شعارهای انسان دوستانه جریان فراماسونری است برویم و از التزام واعتقاد راسخ به دین فاصله بگیریم و کم کم به فضایی نزدیک شویم که با اباحه گریتنه به تنه جریان اصلاحات بزند. بنده به شخصه معتقدم این نگرانی، نگرانی صحیحیبوده و هست اما متأسفانه آنچه رقم خورد طرح استدلالی این نگرانی در فضای رسانه اینبود بلکه عملا با فرمایشات آیت الله مصباح نیز رسانه ای برخورد شد و همین بیانآیت الله مصباح دلیلی بر هجمه های غیراخلاقی به دولت و مشایی شد. ما با اینبرخوردها مخالفیم. این برخوردها برای خاتمی در دوم خرداد یار جمع کرد و امروز برایمشایی حامی جمع کرده است. ما قائل به نقد و بحث عالمانه و البته صریح با حفظحرمت ها هستیم. معتقدیم با آزاداندیشی سیاسی بسیاری از مشکلات حل می شود و نیازینیست کسی که به او نقد داریم را در همان گام نخست ملحد و کافر کنیم. با تفکرات ومشی و منش امثال پیام فضلی نژاد یا همان منش کیهانی هم نسبتی نداریم.

ما برخورد مقابل برخی حامیان مشایی و حامیان دولت در مواجهه باشخصیتی مثل علامه مصباح یزدی و حاج منصور ارضی را قبول نداریم. دفاع غیرمنطقی برخیحامیان مشایی از عناوینی نظیر مکتب ایرانی که رهبرانقلاب صریحاً درخصوص آناظهارنظر کردند را قبول نداریم. ما با تعصب بی جا مخالفیم. معتقدیمهرکس بگوید احمدی نژاد بدون نقص و عیب است و هیچ نقطه ضعف و اشکالی نداشته است،خلاف عقلانیت سخن گفته است. البته خرسندیم از اینکه بعد از فرمایشات اخیررهبرانقلاب در این خصوص که رئیس جمهور بعدی باید امتیازات این دولت را داشته باشدو نقاط ضعف آن را نداشته باشد حتی شبکه ایران نیز در کنار نقاط قوت رئیس جمهور ودولت برخی نقاط ضعف را نیز فهرست کرد. ما به این می گوییم حرکت به سمت عقلانیت. مامعتقدیم بیان راهبردی رهبر انقلاب مسیر را به سمت عقلانیت هموار کرد و به آن نگاهیکه ما داشتیم فرصت و مجال عرض اندام داد.

شخصرهبرانقلاب درخصوص مکتب ایرانی و دوستی با مردم اسرائیل و... اظهارنظر کردند. درچنین شرایطی دفاع کورکورانه و متعصبانه از حرف غلط و تئوریزه کردن آن پذیرفتهنیست. در مقابل نیز البته ایشان تبدیل کردن مردم اسرائیل به مسئله اصلی کشور رامورد نقد قرار دادند و این نشان داد خیلی از افراد از جمله صدا و سیما در آن ماجرااشتباه عمل کردند.

مامعتقدیم باید نقاط قوت و ضعف دولت و احمدی نژاد را شناخت. معتقدیم مرجع اخذایدئولوژی و مسیر راه باید رهبرانقلاب باشد. معتقدیمما نباید در احمدی نژاد متوقف شویم و در عین حال معتقدیم برای بالا رفتن از پلهنبردبان نیازی نیست حتما پله قبل را بشکنیم. تدبیر رهبری در خصوصمواجهه با این دولت و شخص احمدی نژاد نیز همین بوده و هست. ما معتقدیم بنی صدرتراشی برای انقلاب خیانت به نظام و انقلاب است. در عین اینکه ممکن است انتقاداتیبه احمدی نژاد داشته باشیم که قطعا هم داریم. اما اینکه به هر ظرفیتی در دولت یک برچسبارتداد و انحراف و... بزنیم یک منش غلط و غیرعقلانی است. ما معتقدیم باید روند برخورد با دولت ها تغییر کند. معتقدیمرئیس جمهور آینده باید کسی باشد که بتواند از همه ظرفیت های انقلابی با حفظ اصول ومسیر راهی که رهبرانقلاب نشان می دهند استفاده کند.

درخصوص جبهه پایداری نیز ما قائل به همین قضاوت منصفانه ایم. ما نبایداز گروهی دفاع مطلق کنیم که مطلق نیست. برخی دوستان این جبهه نیز قبول دارندبین وضعیت کنونی جبهه پایداری و وضعیت آرمانی آن فاصله است. جبهه پایداری هم واجدنقص هایی است که مهمترین آن فاصله گرفتن از اهداف و افق گفتمانی و محدود شدن دردعواهای سیاسی و بسنده کردن به بحث ولایتمداری است. به شخصه در شرایط کنونی تضعیفجبهه پایداری را خلاف عقلانیت می دانم. اما به نوبه خودم انتقاداتی دارم که بهصورت داخلی گفته ام و البته این گفتن ها هم سودی نبخشیده. در مقاله قبلی در همینحد نوشتم که جبهه پایداری یک جریان آرمانی ایده آل نیست. اینبدین معنی که حقیر مخالف جبهه پایداری هستم یا بسیاری از بزرگواران مخلص این جریانرا قبول ندارم نیست. حقیر برخوردهایی که بعضا در این چند وقت با آقای لنکرانی ازسوی جریان های مختلف شده است را نیز خلاف اخلاق و تقوا می دانم. ایشان یک شخصیتانقلابی، دلسوز، باتقوا و پاک است. برخوردهای سخیف امثال سایت فردا و... باایشان هم بیش از همه بانیانِ بی منطق این سایت را در نظر مخاطبانشان رسوا خواهدکرد. برخوردهای برخی حامیان دولت با چهره هایی چون سعید جلیلی و لنکرانی را نیز بههیچ وجه نمی پذیریم. اینکه برای دفاع از کسی یا گروهی افراد دیگر را به هر بهانهتخریب و لجن مال کنیم، خلاف تقوا و عدالت است.

در خصوص مسائل مختلف به نظر می رسد حقیر و عزیزانی مثل استادطاهرزاده، دکتر الهام، حجت الاسلام و المسلمین رهدار، وحید یامین پور، حاج آقایجعفری، برخی دوستان فرهنگستان علوم اسلامی و دوستانی نظیر آقای درویش، ذاکری،یلماز و... دارای نقطه نظرات نزدیکی هستیم. اگر چه ممکن است درمواردی اختلاف نظرهایی نیز باشد. این فهرست البته قطعا گسترده تر از اینهاست.

در طولاین سال ها حقیر بیشترین قرابت تحلیلی را در موضوعات مختلف و پیشامدهای مختلف بادکتر الهام داشتم. فکر می کنم نگاه ایشان در خصوص مسائل مختلف عقلایی تر بود. معتقدم در شرایطی که آقای سعید جلیلی هم نیامدنشان قطعی شدهاست دکتر الهام می توانند ظرفیت ها را تجمیع کنند. الهام چند ویژگی دارد که قابلارج است. آن معیاری که رهبرانقلاب در خصوص واجد بودن امتیازات احمدی نژاد بیانفرمودند را دکتر الهام به تمام معنا دارد. او یک سوم تیری تمام عیار استکه از اول نیز همراه و همگام این جریان بوده است. الهام یک چهره گفتمانی است وادبیاتش نیز ادبیاتی گفتمانی و نه صرفا سیاسی است.

ویژگی دیگر الهام جسارت و شهامت اوست که این ویژگی او را ممتازمی کند. او جسارت تحول دارد. اگر به جمع بندی برسد که کاری باید انجامشود، یعنی مثلاً جریانات انقلابی به او بگویند جایی نقصی هست و باید برطرف شود، اونیز مثل احمدی نژاد آمادگی تحولات انقلابی و هزینه دادن برای این تحولات را دارد.جسور و شجاع است. حضور در دولت و قوه قضائیه و شوراینگهبان را تجربه کرده است. حقوق دان و یک چهره علوم انسانی است. ضعف ها وکاستی های دولت را می شناسد و به نقدهایی که تا کنون به دولت وارد بوده مثل بحثایرانیت و اسلامیت واقف است. مثل احمدی نژاد ساده زیست است. منزل ایشان سمتمیدان آزادی و برخی ایام هم محل روضه و عزاداری است. انسانی پاک و مخلص وباتقواست. کوچکترین شائبه ای مبنی بر تفکراتانحرافی و انحرافاتی که در خصوص مشایی مطرح است در ایشان وجود ندارد.ایشان حتی در مقابل برخی هجمه ها به آیت الله مصباح و حاج منصور ارضی نیز در همانمقاطع موضع داشته اند. انسانی ولایتمدار و انقلابی است. ادبیاتمردمی و نخبگانی را همزمان داراست. به مفاهیم تمدنی و مطالبات اخیر رهبرانقلابآشناست.

حقیر معتقدم حضور ایشان در عرصه انتخابات می تواند ظرفیت های اجرایی وگفتمانی جریان سوم تیر را تجمیع کند و جریان چهارمی با مختصاتی نو به مثابه ورژنجدید و به روز جریان سوم تیر بسازد. معتقدم ایشان می بایست با بهره گیریاز همه ظرفیت ها مدل به روز سوم تیر را ارائه کند. از آنجا که مطالبه رهبرانقلابکاهش نزاع قواست، مسیری جدید در فضای جدال های سیاسی کنونی بگشاید و با همان نگاهعقلانی نگاه ها را به سمت مطالبات رهبرانقلاب و فرمایشات ایشان به عنوان مرجعاقتباس مسیر حرکتِ امروز و مرجع به روز کردن جریان سوم تیر بکشاند.

ایشان با اتکاء به آشنایی شان با مقوله علوم انسانی می بایست حرکتینو و تحولی جدی در زمینه کرسی های آزاداندیشی و نظریه پردازی شکل دهد و چونرهبرانقلاب که مدتی است جلساتی را با صاحب نظران در حوزه های مختلف نظیر عدالت وآزادی و... برگزار کرده اند، می بایست خود بانی تحولی جدی در این مسیر و داعیه دارجلسات نخبگانی عمیق باشد. ایشان باید نخبگان خانه نشین شده در این دولترا به میدان عمل بکشاند و نگاهی عمیق تر در خصوص پیشرفت و ابعاد مختلف آن را ضمیمهعزم و اراده کنونی برای کار و خدمت نماید.

نظر به اینکه ما با مقوله سبک زندگی به چهارمین گام حرکت، یعنی بهمرحله جامعه اسلامی وارد شده ایم و اکنون نیاز است دو گام دولت اسلامی وجامعه اسلامی همزمان با هم پیگیری شود و پیش نیازهای مرحله جامعه اسلامی نیز بسانمرحله دولت اسلامی به یک مطالبه عمومی بدل گردد، ایشان می بایست مولد گفتمانانقلابی جدید در این عرصه باشد. گفتمانی که داده های جدید را فراگیر و مطالبهعموم و فرد فرد مردم کند. چه آنکه ما معتقدیم بدون جامعه اسلامی تحقق تام و کاملمقوله دولت اسلامی نیز ممکن نخواهد بود. حتی مقوله ای به نام اقتصاد اسلامی مبتنیبر نظریات اندیشمندان این رشته و نگاه چهره هایی چون شهید صدر در معنای واقعیکلمه اش نیازمند تحقق فرهنگ و مختصات دینی در درون جامعه است. مردم ما البته خوبندو یکی از ویژگی های مثبت احمدی نژاد که در دکتر الهام نیز هست مثبت نگری به مردماست اما نیازمند تحولات و مطالباتی جدید نیز هستیم تا یک گام به سمت جامعه آرمانیپیش برویم.

دولت دکتر الهام می تواند بیش از همه دولتی فرهنگی باشدکه البته با بهره گیری از ظرفیت های کارشناسی کنونی دولت و ظرفیت های جریاناتی چونجبهه پایداری و... تحولات اقتصادی و سیاسی و جهانی نیز مورد توجه جدی قرار گیرد. دکتر الهام می بایست نواقص دولت در مواجهه با انقلاب های منطقهو مواجهه با ظرفیت های جهانی را ترمیم کند و سیاست های جهانی انقلابی که اقتضایامروز است را تدوین و پیگیری نماید. اومی تواند با بهره گیری از ظرفیت های موجود در دولت طرح تحول اقتصادی خصوصا گام هایارزشمندی چون هدفمندی یارانه ها و تحول در نظام بانکداری را به سرمنزل مقصودبرساند. برای برداشتن این گام ها بهره بردن از توانمندی ها و تجربیاتکنونی جزو الزامات عقلایی و قطعی است که دکتر الهام امکان این بهره برداری رادارد.

یک نمونهاز نقش آفرینی دکتر الهام در عرصه سخن و خطابه را ما در همایشی که سال 88 در مصلیبرگزار شد و احمدی نژاد به سبب ازدحام جمعیت نتوانست به جایگاه سخنرانی برسد رادیدیم. او خروشی مثال زدنی دارد و سعید قاسمی وارسخن می گوید. الهام در صورت لزوم مرد میدان های مناظره نیز خواهد بود.سادگی و آرامی و افتادگی اش همراه با این ظرفیت انقلابی او جمع اضداد را در او رقمزده است.

می دانمکه تا کنون ایشان از طرح عنوان کاندیداتوری پرهیز داشته اند اما بر این باورم کهاصرار به ایشان برای حضور در عرصه انتخابات می توان خلأ کنونی در نقش آفرینی یککاندیدای انقلابی واجد معیارهای رهبرانقلاب را پر کند.

مراد مااز عقلانیت انقلابی این است که به جای ژست سیاسی گرفتن و بعد توجیه کردن آن ژستسیاسی و حجت ساختن برای تأیید و تکذیب و تخریب آن کمی بیاندیشیم. حق را ببینیم وخدا را در نظر بگیریم. و آنچه حق است بگوییم.


نوشته محمد مهدی تهرانی (http://www.mehrabeandishe.blogfa.com/post-251.aspx)

برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 20:00

صفحه بندی