یاد نامه
به نام دادار بی همتا
از شمار دو چشم یک تن کم ......................وز شمار خرد هزاران بیش
سخن از مردی است که بنا به گفته خویش از 13 سالگی عاشق شد.عاشق ! و نه عشقی که اهل شباب با آن مالوف است، بل عاشق تاریخ، فرهنگ و ادب ایران زمین.
شادروان استاد محمد گلبن متولد 1314 خورشیدی در دهکده کهیاز اردستان ، شامگاه 20 اردیبهشت ماه سال جاری در تهران در گذشت و در صبحگاه بیست و دوم همان ماه در قطعه هنرمندان و نام آوران بهشت زهرا (س) به خاک سپرده شد. به باور بسیاری ، پس از بزرگانی چون زنده یاد ابوالقاسم رفیعی مهر آبادی ، مولف آتشکده اردستان ، و شادروان استاد محمد محیط طباطبائی ، از روزگار ما در خطه اردستان ، هیچکس در عرصه تاریخ و فرهنگ چنین عیاری نداشت.
دریغ که هر چند وی در حوزه زبان، خط، و تاریخ و فرهنگ ایران در شمار مفاخر کشور بود، اما ما اردستانیها بسیار دیر هنگام و پس از نگارش اثر ارزنده اش اردستان نامه به وجودش ، آنهم نه آنچنان که شاید پی بردیم ، چنانکه برپا نشدن مراسمی به یادبودش ، نشان داد همچنان در کوچه پس کوچه های فرهیختگی دیار ما ، بزرگانی هستند که حتی پس از وفاتشان ، از کسی بانگی برنمی خیزد.
زهره سازی خوش نمی سازد مگر عودش بسوخت.............کس ندارد ذوق مستی ، میگساران را چه شد؟
تورق اردستان نامه ، ما را با دنیای گذشته و روزگار جوانی گلبن و دغدغه هایش درباره تاریخ و فرهنگ ایران آشنا می کند آنجا که خاطرات بسیار او از آموزگار دوران کودکی اش شاد روان ملا عباس شمسائی ، برای ما که طفولیت و نوجوانی را زیر چار تاقی ها و خانه های گنبدی حاشیه کویر سپری کرده ایم ، فرو رفتن در کودکی خود ماست ، و معلمانی دلسوز که تنها در اندیشه پرورش و بالندگی ما بودند و امثال استاد گلبن هم از ثمره مجاهدت آنها بود.
از شادروان محمد گلبن به جز تصحیح و تالیف چندین اثر ارزنده، حدود 40 مقاله نیز درباره مطبوعات دوران مشروطیت به یادگار مانده است، همچنین او در واپسین سالهای عمرش کتابخانه گرانبهایش را که شامل 15 هزار جلد کتاب و 2 هزار نشریه بود ، به کتابخانه مجلس شورای اسلامی اهدا کرد. او با کتاب در 13 سالگی آفریده شد و با کتاب به سرای دیگر رفت ، بیخود نبود که وصیت کرد خشت زیر سرش در کنج لحد تاریخ بیهقی باشد.
روانش شاد
عباس مهری اردستانی
برچسب:
نویسنده: تايافا
تاريخ: يکشنبه
9 تير
1392 ساعت: 20:00