خرید بک لینک
olor=#00cc99 size=4> نقاشي ام را به پاي عاشقي نگذار...

خسته ام از همه كس...

اخم هايم را به پاي گستاخي ام نگذار...

دلگيرم از همه كس....

مانند كلاغي سياه كه با پايان قصه به خانه نرسيده

چه غم انگيز است...

تكرار دوباره ي غم ها...

چه دلگيراه در تب ديگران مي سوزند

كساني كه بقيه را پاشويه مي كنند....

ديدي رفيق من؟؟؟شنيدي چه گفتم...

اري اينجا زمين است!!!

اينها ادمند...

كساني كه فرشتگانت را مجبور به سجده كردن..

ميبيني چگونه شده اند؟؟

چشمايشان كور در برابر گناه ديگران....

لبهايشان بسته در برابر خلاف بقيه...

همه خود راي هستند و خودكامه...

دگر كسي به اشكهاي دخترك تنها اهميت نمي دهد...

خَيرها رفته اند...همه خيانتكار اند...

دلم مي سوزه براي افكارم

براي حرف هايي كه در تبشان سوختم

چه ساده ام افسوس به خودم...به دلم...

منببع=خودم

פֿُـבآیـــ ــآ !

ж פֿَـستــــــِہ اَمـ اَز פֿَـستـِگــــ ـے هــآ..

ж בلـَمـ گِرفتــــــِہ اَز בلـَمـ..

ж صـَبــــ ــر نـَفـَسـَمـ رآ بـُریــבه..

ж اَمــ ــآטּ بـבه..

ж בَرב هـآیــَ ـمـ هـَـمـ בَرב مــــ ـے ڪـُنـَنـב .

برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 19:59

صفحه بندی