به پشت دراز کشیدم و به ماه شب چارده خیره شدم
لکه های روش اونو شبیه صورت یه انسان کرده بود
انگار یکی دو قطره اشکم پای چشم چپش بود
آسمون ابری بود و دائم ابرها جلوی ماه زیبا رو می گرفتن
دیدن ماه ، شب چارده شعبان خیلی لذت داره
فردا تولدشه ، تولد ماه چاردهم
ماه زیبایی که خیلی وقته پشت ابر غیبته
کاش به راحتی که دیشب ماه از پشت ابر میومد بیرون ،
ماه منم حالا دیگه از پشت ابر غیبت میومد بیرون
دیشب یه لحظه یه ابر سیاه گنده جلوی ماه رو گرفت
دیگه هیچی ازش پیدا نبود
دلم تنگ شد برای ماه زیبا
یه لحظه این فکر به ذهنم رسید
نکنه من دارم با گناهام به ابرهای غیبت اضافه می کنم ؟!!
برچسب:
نویسنده: تايافا