به تعبیری دیگر گفتمان ها مفصل بندی مجموعه ای منسجم از افراد و مفاهیم و واژگان هستند که حول یک دال برتر قرار گرفته ، به زندگی انسان معنا می بخشند.
هویت از نظر آنها صرفا در شبکه هویت های دیگر که با هم مفصل بندی شده اند پدید می آید. هویت از این منظر ارتباطی است. برای مثال زبان به طور مستقل و جدای از ارگانیسم بدن یک موجود زنده صاحب هویت، معنایی فراتر از آنچه ما اکنون از آن درک می کنیم ندارد. تنها یک قطعه گوشتی و ماهیچه ای است . لذا تعیین معنایی برای زبان به عنوان ابزار گفتن تنها زمانی شکل می گیرد که این بافت گوشتی در استخوان فک قرارگیرد و از طریق ارتباط با مغز و از راه رگ با قلب مرتبط شودو عمل گفتن که کار ویژه زبان است تحقق یابد. بنابراین زبان تنها در ارتباط با سایر اعضا بدن هویت می یابد.
براین مبنا گفتمان تنها دریچه شناخت انسان به سوی جهان است. هر گفتمان به همه چیز در چارچوبی از نظام معنایی ، مفهومی خاص می بخشد. مفهومی که مختص همان نظام معنایی است. از این رو ممکن است یک فعل ، سخن ، نماد یا ... در دو گفتمان متفاوت ، معنایی متفاوت و حتی متضاد با یکدیگر داشته باشند. برای مثال می توان به کاربرد چاقو اشاره کرد که بسته به اینکه یک پزشک آنرا به کارگیرد یا یک خلاف کار بار معنایی آن متفاوت بلکه متضاد خواهد بود.
برچسب:
نویسنده: تايافا