خرید بک لینک
دیشب با همسر این فیلم را دیدیم ،

و من و همسر شده بودیم مثل دو بچه با ادب که در یک جمع بی ادب قرار گرفته اند و هر چند دقیقه یک بار تا بنا گوش سرخ می شدیم و به هم نگاه می کردیم ، انقدر گوش های مبارکمان مورد عنایت ناسزا های مکرر قرار گرفت که خدا می داند ، پیشنهاد می کنم زیر 18 سال این فیلم را نبینند ، البته به خیالم خودشان هم پیشنهاد می کنند ...

برای شروع ساخت یک فیلم پست مدرن بد نبود ، اما به چه قیمتی ؟

داستان ، داستانِ یک زوج که معلوم نیست نسبتشان با هم چیست و از کجا و چرا آمده اند تا پول زیادی رو باز هم دقیقا معلوم نیست برای چی بین مردم یک منطقه پخش کنند ،

هر کیسه را با یک بازی و یک دروغ ، و شاید هم یک نوع آزمایش روانشناختی ، و البته مهم تر از همه پا گذاشتن روی تمام عزت و انسانیت و اعتقاد یک انسان به آنها می دهند ، و می فهمانند ، اگر می خواهی این پول را داشته باشی باید یک قسم دروغ بخوری ، اشتباه کنی ، و شاید هم یک کار احمقانه ، روی یک چیز پا بذاری تا آن را بدست بیاوری ... و اوج این قباحت سوژه ی آخر است ، پدری که کودک مرده یک روزه خود را می خواهد دفن کند ، و برای بدست آوردن پول ، باید اجازه دهد جنازه کودکش خوراک گرگ ها بشود ...

این پول به دست هر کس می رسد ، شاید با یک عذاب وجدان دائمی باید آن را خرج کند ، البته بجز چند سوژه...

خوب نبود ، احساس می کنم به روح خودم ظلم کردم با دیدن این فیلم ، یک تجربه جالب اما ناگوار بود ، یک بهت مزخرف...


برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 19:57

صفحه بندی