به يك چوب مي زند
ساعت قديمي مادربزرگ
فاصله بگير
از تكه هاي به هم ريخته ي پازلم
تنهايي ام آزار دهنده است
شانه هايم ديگر توان ايستادنت را ندارد
ميداني
گريختن را نياموخته ام
دارم آب مي روم!
برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 19:57