خرید بک لینک

پاسايی را ديدم بر کنار دريا که زخم پلنگ داشت و به هيچ دارو به نمی شد. مدتها در آن رنجور بود و شکر خدای عز وجل علی الدوام گفتی . پرسيدندش که شکر چه می گويی ؟ گفت : شکر آنکه به مصيبتی گرفتارم نه به معصيتی.

اگر مرا زار به كشتن دهد آن يار عزيز

تا نگويى كه در آن دم ، غم جانم باشد

گويم از بنده مسكين چه گنه صادر شد

كو دل آزرده شد از من غم آنم باشد


(استاد سخن سعدی)

برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 19:56

صفحه بندی