مرگ شیطان .زوال خدا
چه سکوت وحشتناکی در دنیا حاکم است
آئینه های ترک خورده کدر
نور را از خود بیرون نمیدهند
آسمان ترک خورده بود وماه گم بود
سایه ها سرودست نداشتند
وهمگی خنجر به پهلو داشتند
چه سکوت وحشتناکی در دنیا حاکم است
تپش قلبها هر یک دقیقه یک بار
آخرین حکم خدا برای سایه ها
شمع ها بی هیچ نوری روشن هستند
وعقربه ها در جهت معکوس
زنان آبستن شکمها را میدریدند و
مردان آلت پسرانشان را
نه نه نه
جهالت بس است حماقت بس است
سگهای بی وفا صاحبان رادنبال نمیکردند
وازپس هیچ صیدی صیادی حرکت نمیکرد
گربه های مظلوم منفرد از فرط گرسنگی جان میدادند
وکنار جنازه شان جوجه های رنگی اشک میریختند
چه انده بی پایانی
چه سکوت وحشتناکی در خانه حاکم است
جنازه های انباشته شده به روی هم
بی هیچ ترسی از تجزیه شدن
دختران محل از بی آلتی رنج نمیبردند
وپسران به مادرشان محبت نمی ورزیدند
شهر را غم جانکاهی فرا گرفته بود
صدای ساز ودهل میمونها از دور به گوش میرسید
مرگ خدا کشف شیطان
برچسب:
نویسنده: تايافا