سایه ها محصول پشت کردن
دیوار ها به آفتابند ، گستاخی دیوارها
را تقلید نکنیم تا آفتابی بمانیم . . .
تا کجای قصه باید ز دلتنگی نوشت ؟
تا به کی بازیچه بودن توی دست سرنوشت
تا به کی با ضربه های درد باید رام شد
یا فقط با گریه های بی قرار آرام شد
بهر دیدار محبت تا به کی در انتظار
خسته از این زندگی با غصه های بی شمار . . .
امشب شب آخریه که مزاحم دلت شدم
خورشید فردا مال تو ببخش که عاشقت شدم . . .
بر درت میآمدم هر شب مرا وا میزدی
گفتمت نا مهربانی دم ز حاشا میزدی
دیدمت یک شب به دریا خیره بودی تا سحر
کاش دریای تو بودم دل به دریا میزدی
برچسب:
نویسنده: تايافا