br />
چندیست که بیمار وفایت شده ام. . . . .
در بستر غم چشم براهت شده ام
اینرا تو بدان اگر بمیرم روزی. . . . . . مسئول تویی که من فدایت شده ام
گر نیایی تا قیامت انتظارت می کشم منت عشق از نگاه پرشرابت می کشم ناز چندین ساله ی چشم خمارت می کشم تا نفس باقیست اینجا انتظارت می کشم عاشقی را شرط اول ناله وفریاد نیست
تا کسی از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست عاشقی مقدورهر عیاش نیستغم کشیدن صنعت نقاش نیستمنتظر لحظه دیدار تو هستم . . . . . سهل است بگویم که گرفتار تو هستم
ای عشق تو رفتی و مرا ساده شکستی . . . . . من در پی این حادثه غمخوار تو هستم
هرچند که دور از منی و من ز تو دورم . . . . . بر جان تو سوگند که دوستدار تو هستماگر از پرده برون شد دل من عیب مگير . . . . شکر ایزد که نه در پرده پندار بماند
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر . . . . یادگاری که در این گنبد دوار بماند
برچسب:
نویسنده: تايافا
تاريخ: يکشنبه
9 تير
1392 ساعت: 18:04