دوستان بزرگوار برای اینکه در فضای بحث قرار بگیرند،یادداشت های:(نامه ای که علامه مجلسی هرگز ننوشت) و (بزرگان تصوف و عرفان در نگاه علامه مجلسی) را از نظر بگذرانند.
برای اینکه عده ای از صوفیان معلوم الحال معاصر همچون گذشتگانشان سعی در صوفی نشان دادن شخصیت های بزرگ اسلامی مثل علامه ی صوفی ستیز مرحوم ملا محمدباقر مجلسی دارند،مباحث قبلی را ادامه می دهیم،تا انشاءالله به مرور حق روشن شود:
1-رسول خدا-صلی الله علیه و آله-فرمودند:(( يَا أَبَا ذَرٍّ، يَكُونُ فِي آخِرِ الزَّمَانِ قَوْمٌ يَلْبَسُونَ الصُّوفَ فِي صَيْفِهِمْ وَ شِتَائِهِمْ، يَرَوْنَ أَنَّ لَهُمُ الْفَضْلَ بِذَلِكَ عَلَى غَيْرِهِمْ، أُولَئِكَ يَلْعَنُهُمْ مَلَائِكَةُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ/الأمالي للطوسي،ص539)).
ترجمه ی روایت از علامه مجلسی:(ای ابوذر در آخرالزمان جماعتی خواهند بود که پشم پوشند در تابستان و زمستان و گمان کنند که ایشان را به سبب این پشم پوشیدن فضل و زیادتی بر دیگران هست.این گروه را لعنت می کنند ملائکه ی آسمان ها و زمین/عین الحیوة،ص576).
2-علامه مجلسی این روایت را بارها نقل کرده اند،به طور مثال:(بحارالانوار،ج70،ص65-همان،ج74،ص91-مرآة العقول،ج4،ص365-همان،ج8،ص 299-عین الحیوة،ص576).
ایشان در ذکر معجزات رسول خدا-صلی الله علیه و آله-نیز به این روایت که از(به هم رسیدن صوفیه در این امت)خبر می دهد، اشاره می کند:(عین الحیوة،ص73).
3-علامه مجلسی در شرح این روایت نوشته اند:(بدان که چون حضرت رسول-صلی الله علیه و آله-به وحی الهی بر جمیع علوم آینده و رموز غیبیه مطلعند و بیان مدح و تواضع و شکستگی و شال پوشی نمودند و می دانستند که جمعی از اصحاب بدعت و ضلالت بعداز آن حضرت پیدا می شوند که در این لباس به تزویر و مکر مردم را فریب دهند لهذا متصل به آن فرمودند که جماعتی پیدا خواهند شد علامت ایشان این است که به چنین لباسی ممتاز خواهند بود آن گروه ملعونند تا مردم فریب نخورند.و غیر فرقه ضاله مبتدعه صوفیه دیگر کسی این علامت را ندارد و این یکی از معجزات عظیمه ی حضرت رسالت پناهیست که از وجود ایشان خبر داده اند و سخن را در مذمت ایشان مقرون به اعجاز ساخته اند،که کسی را شبهه ای در حقیقت این کلام معجزنظام نماند و هر که با وجود این آیه ی بینه انکار نماید به لعنت خدا و رسول گرفتار گردد و آن چه حضرت فرموده اند از پشم پوشی منشأ لعن ایشان همین نیست بلکه چون آن جناب به وحی الهی می دانسته اند که ایشان شرع آن حضرت را باطل خواهند کرد و اساس دین آن حضرت را خراب خواهند نمود و در عقاید به کفر و زندقه قایل خواهند شد و در اعمال ترک عبادت الهی کرده به مخترعات بدعت های خود عمل نموده مردم را از عبادت باز خواهند داشت لعن ایشان فرموده و این هیئات و لباس را علامتی برای ایشان بیان فرموده که به آن علامت ایشان را بشناسند.ای عزیز اگر عصابه عصبیت از دیده بگشائی و به عین انصاف نظر نمائی همین فقره که در همین حدیث شریف وارد شده است برای ظهور بطلان طایفه مبتدعه صوفیه کافیست قطع نظر از احادیث بسیار که صریحا و ضمنا بر بطلان اطوار و اعمال ایشان و مذمت مشایخ و اکابر ایشان وارد شده است و اکثر قدما و متأخرین علمای شیعه -رضوان الله علیهم- مذمت ایشان کرده اند و بعضی کتاب ها بر رد ایشان نوشته اند مثل علی بن بابویه که نامه ها به حضرت صاحب الامر -علیه السلام- می نوشته و جواب او می رسیده و فرزند سعادتمندش محمد بن بابویه که رئیس محدثین شیعه است و به دعای حضرت صاحب الامر -علیه السلام- متولد شده و آن دعا مشتمل بر مدح او نیز هست و مثل شیخ مفید که عماد مذهب شیعه بوده و اکثر محدثین و فضلای نامدار از شاگردان اویند و توقیع حضرت صاحب الامر -علیه السلام- برای او بیرون آمده مشتمل بر مدح او و او کتابی مبسوط بر رد ایشان نوشته و مثل شیخ طوسی که شیخ و بزرگ طایفه ی شیعه است و اکثر احادیث شیعه به او منسوب است و مثلا علامه حلی که در علم و فضل مشهور آفاق است و مثل شیخ علی در کتاب مطاعن مجرمیه و فرزند او شیخ حسن در کتاب عمدة المقال و شیخ عالی قدر جعفر بن محمد دوریستی در کتاب اعتقاد و ابن حمزه در چند کتاب و سید مرتضی رازی در چند کتاب و زبدة العلماء و المتورعین مولانا احمد اردبیلی -قدس الله ارواحهم و شکرالله مساعیهم- و غیر ایشان از علمای شیعه -رضوان الله علیهم- و ذکر سخنان این فضلاء عظیم الشأن و اخباری که در این مطلب ایراد نموده اند موجب تطویل مقال است انشاءالله کتابی علیحده در این مطلب نوشته می شود.پس اگر اعتقاد به روز جزا داری امروز حجت خود را درست کن که چون فردا حق تعالی از تو حجت طلبد جواب شافی و عذر پسندیده داشته باشی و نمی دانم بعداز ورود احادیث صحیحه از اهل بیت رسالت علیهم السلام و شهادت این بزرگواران از علمای شیعه رضوان الله علیهم بر بطلان این طائفه و طریقه ایشان در متابعت ایشان نزد حق تعالی چه عذر خواهی داشت؟!/عین الحیوة،ص576تا578)).
برچسب:
نویسنده: تايافا