خرید بک لینک

چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی

چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی

خلیل آتشین سخن،تبر به دوش بت شکن

خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه

ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی

تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام

دوباره صبح، ظهر ، نه غروب شد نیامدی...

سلام بر تو

ای کعبه سپید "توحید"

ای چشمه نور در وادی ظلمات

ای تنهاترین تنها

وای مسافر بیابان

غربت و تنهایی "توحید"را دیدم

و تنهایی تو را به یاد آوردم

که تو خود پیکره ی "توحید" و تجلی معرفتی

به امید آن روز که بیایی

و خاکیان را درس "توحید" و معرفت دهی

آن سان که افلاکیان را معرفت آموختی

و زمینیان را از ظلمت و تیرگی اوهامشان برهانی

آن چنان که سماواتیان را از الحاد و شرک رهایی دادی.

برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 19:51

صفحه بندی