خرید بک لینک


شنبه1شنبه
(اعلام وزن)
2شنبه3شنبه4شنبه5شنبهجمعه
ساعت بیداری8 صبح7 صبح
وزن:64.500





ساعات درسی صبح2 ساعت





ساعات درسی عصر و شب2 ساعت





ساعت خواب2 صبح





ورزش و فعالیت_





چی و چقدر خوندماطفال





چقدر دوره_





کل خواب شبانه روز6 ساعت





چقدر بازی با فسقل هیچی





نماز اول وقت_





کارهای جانبی اجباریمطب





زبانکلا 3 ساعت






















شنبه:

روز خوبی بود ولی دلم یه ذره گرفته...چون از دوستای زبان و معلم خوشگل خوش تیپ و خوش لهجه ام خداحافظی کردم.....کلا هر فراغی برام سخته و این روزا زیاد این حس رو تجربه کردم و دلم تنگ میشه و خیلی حساس شدم.....کلاسمو انداختم روز جمعه...یعنی از وسط ترم تغییر کلاس دادم (معمولا قبول نمی کنن ولی چون فهمیدن پزشکم و امتحان دارم و همیشه تاپ کلاسشون بودم، قبول کردن) رفت و آمد کلاس ، سه روز در هفته وقتمو خیلی می گرفت....حالا صبح جمعه میرم تا ظهر.

عصرم مطب بودم....موقع برگشتن کاهو پیچ خریدم و بامیه....با خودم گفتم: باران...باران...باران....اگه الان با من و همراه من نبودی وقتی بامیه می دیدم از یاد تو و دوری تو دق می کردم....راستی کم کم داشتم از نبودنت نگران می شدم ولی به روی خودم نیاوردم که اینجا راحت و آزاد باشی و به خاطر من اذیت نشی.

عیب نداره 2 روز رفت...دعای پدر و مادر 2 روز که سهله گاهی سالها آدمو جلو می اندازه....بجنب حالا دوسی جون که وقت تنگه ...راستی اگه موافقی آخر هر هفته خصوصی ها رو پاک می کنیم که یه وقت مشکلی پیش نیاد و سرمونم خلوت باشه....فعلا.

یکشنبه:

تیکرامو درست کردم....کجایی شیطون بلا ؟!

برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 19:49

صفحه بندی