متن کتاب بابا لنگ دراز رو زمزمه میکنم با خودم میگم
چقدر احساس غرور میکنم وقتی که خاکستر اتیش توی قلبم منو مسموم میکنه و ذره ذره اب ولی هیچ کس چیزی نمیدونه !
+ماه شب نیمه شعبان ،نقره ایی و فام بود ،تصویر مهتاب شب بکرش که زیبایش فقط از اسمون نیمه کویری دره ابی اینقدر خود نمایی ایش چشم نوازه رو نگاه میکردم و زیر لب میگفتم
چو تقدیر چنین خواست ،با او چه کرد !؟
برچسب:
نویسنده: تايافا