عادت کردن به تفکر بزرگترین نیاز جامعه ماست.برایاینکه وقتی هر کار دیگراجتماعی
یا فرهنگی یا اقتصادی یا حتی سیاسی یا مذهبی واعتقادی واخلاقی-هر چه
باشد-ارزش دارد و امکان دارد و وقتی ممکن است به نتیجه عملی برسد.که اصلا یک
ملتی عادت به تفکر کرده باشد و اندیشیدن را بیاموزد وبداند.متأسفانه مدت زیادی
است که قدرت اندیشیدن از جامعه ما گرفته شده.ایمان دارداما اندیشه ندارد وایمان
بدون اندیشیدن به صورت یک تعصب کور است و اگر واقعیت آنایمان یک حقیقت
مسلم هم باشد.وقتی وارد ذهن کسی می شود که ذهنش منجمد است آن حقیقت
هم منجمدخواهد شد و خواهد مرد.این است که جامعه ما به خصوص جامعه مذهبی
ما خیلی زیاداحتیاج به اندیشیدن و نفس اندیشیدن دارد و عادت کردن به این که
بپرسد چرا؟و هر چهمی شنود بتوانداعتراض.سؤال.نقد.ارزیابی و خوب و بد کند و
بتواند به گوینده این سخنخطاب کندکه((دلیلش را بیاور و سند را نشان بده و منطق
سخن و عقیده ات را برای منروشن کن)).اگر به این مرحله رسید.به مرحله ای
کلاس بتواند بگویدچرا؟جامعه بتواندبگوید چرا؟مرحله ای بسیار بزرگ و عامل و ضامن
نجات جامعه است.به قول ولتر ((وقتیملتی به تفکر آغاز کرد هیچ قدرتی پیروزی
او را نمی تواند سد کند))
برچسب:
نویسنده: تايافا