خرید بک لینک

آی ای آزادیاگر روزی به سرزمین ما رسیدی..با شادی بیا


با چادر سیاه و تحجر و ریش نیا.. با آواز و موسیقی ورنگ بیا


با تفنگ های بزرگ در دست کودکان کوچک نیا..با گل وبوسه و کتاب بیا


از تقوا و جنگ و شهادت نگو..از انسانیت و صلح و شهامتبگو


برایمان از زندگی بگو از پنجره های باز بگو


دلهای ما را با نسیم آشتی بده..با دوستی و عشقآشنایمان کن


به ما شأن انسان بودن بیاموز..به ما بیاموز چگونهزندگی کنیم


چگونه مردن را به وقت خود خواهیم آموخت


آی آزادی اگر به سرزمین ما رسیدی بر قلب های عاشق ماقدم بگذار


مهرت را در دلهای ما بیفکن تا آزادگی در درون مابجوشد


و تو را با هیچ چیز دیگری طاق نزنیم


با هر نفس یادمان بماند که تو از نفس عزیزتری


تا بدانیم که آزادی یک نعمت نیست یک مسؤلیت است


به ما بیاموز داشتن و نگه داشتن تو آسان نیست


ما را.ما را با خودت آشنا کن..ما از تو چیز زیادی نمیدانیم


ما فقط نامت را زمزمه کرده ایم..ای نادیده ترین


ما به وسعت یک تاریخ از تو محروم ماند ه ایم


هان ای آزادی اگر به سرزمین ما آمدی با آگاهی بیا.باآگاهی بیا


تا بر دروازه های این شهر تو را با شمشیر گردن نزنیم


تا در حافظه کند تاریخ نگذاریم تو را از ما بدزدند


آخر می دانی بهای قدم های تو بر این خاک


خون های خوبترین فرزندان این سرزمین بوده است


بهای تو سنگین ترین بهای دنیاست پس این بار با آگاهیبیا


با آگاهی بیا

برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 19:47

صفحه بندی