حال و روز تو رو نمی دونم
اما حال روز خودم ...،،
بیخیال چه اهمیتی داره که توضیح هم بدم
خیلی چیزای دیگه واست اهمیت داره....
از صبح به این دلم میگم آخه نفهم تو براش کافی نبودی
مگه تو گوشش میره??
همش بهونتو میگیره
منم مجبورم با گریه ارومش کنم
اخه چاره ای ندارم
نمی دونم چی کم گذاشتم
اما اینو میدونم هرچی در توانم بود گذاشتم
خوب دیگه چه فرقی میکنه مهم اینه که اون اندازه ای نبودم ک دلت میخواست
کاش میتونستم تمام حرفامو بنویسم
اما نه دستام میتونن نه چشام میذارن
من همیسه این مشکل و داشتم که هیچ وقت نتونستم حرفای دلمو تا آخرش بگم
بیخیال زندگیه دیگه
با من لج کرده ازش تورو خواستم بدون اینکه بخوام ازش کاری کنه که برات کافی باشم
دستمو گذاشتم رو تو گفتم خدا اینو بهم بده خیلی دوسش دارم اما انگار خدا دستمو پس زده
نمیدونم بعد من کی میاد پیشت
ولی لینو میدونم هیچکس اندازه من دوستت نداره
برچسب:
نویسنده: تايافا