منی که تو خوابگاه دانشجویی هستم هر وقت از خوابگاه به خونه می رفتم با گذشت یکی دو روز قافیه رو می باختم این عمل زشت رو تکرار می کردم و تو این دو سال نبوده که من برم خونه و پاک به خوابگاه برگردم ولی اندفعه تونستم. البته سختی زیادی هم داشت دو روز آخر واقعا مقاومت کردم. مقاومتی که تا حالا از خودم نشون نداده بودم. خیلی خیلی سخت بود. ولی بذر تنفر فعلا کارشو خوب انجام داد. چیز دیگه ای که بهم کمک کرد که می گفتم همش این کار رو انجام دادم و عاقبتشم اینه که الان هستم پس نباید دیگه این کار رو انجام بدم. این اولین موفقیت من بود تو خونه. البته نباید با اولین موفقیت بگم که من می تونم و فلان.... نه این اولین جنگ از هزاران جنگ شیطان با من بود که تونستم برنده بشم. اونی که حتمی هستش این یه شروع جنگ بزرگتره که خودمو باید براش آماده کنم.
برچسب:
نویسنده: تايافا
تاريخ: يکشنبه
9 تير
1392 ساعت: 19:38