خرید بک لینک


ستاره چشمانم به سکوت نزدیک است


دیوار خشت گونه


از فهم لبانم گریزان است


این بهار نیز فروردینش را درمن خراب کرد


شاید دست این اردیبهشت گریبانم را از باد تخلیه کند


تا آیینه راهی نیست


هر آینه باید رفت


من بمانم عقربه ها مرا با خود خواهند برد


مرغ همسایه دیشب واقعا غاز بود


همسایه را با خود به دیار دور برد


جوخه ای کرکس تا صبح برای خوردن باقیمانده اش رژه می رفتند


و من باز همسایه را از پنجره انتظار می کشم


تمام ماه های سال را جمع کنم


بازبه گرد پای پارسال نخواهم رسید


هر آینه باید رفت

برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 19:30

صفحه بندی