هری به بانوی خاکستری گفت:لطفا جای دیهیم رو به من بگو من میخوام نابودش کنم
بانوی خاکستری عصبانی شد ولی هری توانست او را راضی کند
بانوی خاکستری گفت:اون یه جاییه که هر کسی نمیتونه اونو پیدا کنه فقط باید بخوای تا بتونی پیداش کنی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هرمیون و رون در حفره ی اسرارآمیز بودند
رون نیش باسیلیسک رو کند و داد دست هرمیون
هرمیون با اضطراب گفت:رون من نمیتونم....
رون:چرا میتونی تو باید بتونی
هرمیون سری تکون داد و نیش رو داخل جام فرو کرد ناگهان تمام آب دریاچه
بالا اومد و روی سر اون ها ریخت
آنها به سمت اتاق ضروریات راه افتادند
و پیش هری رسیدند
هری و هرمیون و رون دنبال نیم تاج میگشتند که پیدایشم کردند
ناگهان مالفوی همراه با کرا و گویل وارد شدند
هری میخواست با آن ها بجنگد که ناگهان از چوبدستی گویل آتش بیرون اومد
و قطع نمیشد
آن قدر ادامه داشت تا کل اتاق ضروریات به آتش کشیده شد
هری و رون و هرمیون دسته جارو پیدا کردند سریع سوار اون شدند
و دیدند که مالفوی و کراب و گویل بالای کمد هستند که کراب درون آتش افتاد
هری و رون رفتند و مالفوی و گویل رو روی دسته جاروی خود کشیدند
برچسب:
نویسنده: تايافا