خرید بک لینک

هری به بانوی خاکستری گفت:لطفا جای دیهیم رو به من بگو من میخوام نابودش کنم

بانوی خاکستری عصبانی شد ولی هری توانست او را راضی کند

بانوی خاکستری گفت:اون یه جاییه که هر کسی نمیتونه اونو پیدا کنه فقط باید بخوای تا بتونی پیداش کنی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هرمیون و رون در حفره ی اسرارآمیز بودند

رون نیش باسیلیسک رو کند و داد دست هرمیون

هرمیون با اضطراب گفت:رون من نمیتونم....

رون:چرا میتونی تو باید بتونی

هرمیون سری تکون داد و نیش رو داخل جام فرو کرد ناگهان تمام آب دریاچه

بالا اومد و روی سر اون ها ریخت

آنها به سمت اتاق ضروریات راه افتادند

و پیش هری رسیدند

هری و هرمیون و رون دنبال نیم تاج میگشتند که پیدایشم کردند

ناگهان مالفوی همراه با کرا و گویل وارد شدند

هری میخواست با آن ها بجنگد که ناگهان از چوبدستی گویل آتش بیرون اومد

و قطع نمیشد

آن قدر ادامه داشت تا کل اتاق ضروریات به آتش کشیده شد

هری و رون و هرمیون دسته جارو پیدا کردند سریع سوار اون شدند

و دیدند که مالفوی و کراب و گویل بالای کمد هستند که کراب درون آتش افتاد

هری و رون رفتند و مالفوی و گویل رو روی دسته جاروی خود کشیدند


برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 19:28

صفحه بندی