با ورود ما همه ی بچه ها بلند شدن و دست زدند
ناگهان جینی وارد شد و گفت:اسنیپ فهمیده هری به هاگوارتز اومده
جاستین سوتی زد و گفت:به به همینو کم داشتیم تو این وضعیت
سیز گوش جاستین کشید سمت لبش و گفت:اگه یه بار دیگه مزه بریزی طلسم ان دماغ خفاشی رو که از جینی یاد گرفتم روت اجرا میکنم
جینی گفت:اسنیپ دستور داده همه تو سرسرا جمع شن
همه توی سرسرا جمع شده بودن
اسنیپ نگاهی به بچه ها کرد و گفت:میدونم که همه ی شما خبر دارین که آقای پاتر وارد هاگزمید و بعد از اون وارد هاگوارتز شده
بنابراین از شما میخوام هرکسی خبری ازش داره به ما بگه
یا مجازات شدیدی میشه
اسنیپ دوباره نگاهی به بچه ها کرد ولی همه ی بچه ها نفس ها را
در سینه حبس کرده و حرفی نمیزدند
ناگهان هری از جمع جدا شد و به وسط سرسرا آمد همه ی بچه ها توجهشان به او جلب شد
هری فریاد زد:چطور دلت میاد جای اون وایسی؟؟؟چرا بهشون نمیگی اون شب بالای برج چه اتفاقی افتاد؟؟
اسنیپ چوبدستیش را به سمت هری نشونه گرفت ولی پروفسور مک گونگال هری را به سمتی پرت کرد و خودش روبه روی اسنیپ قرار گرفت
پروفسور مک گونگال با چند طلسم باعث شد که اسنیپ فرار کنه
و همه ی بچه ها به شادی پرداختند
ناگهان فیلچ وارد شد و گفت:دانش آموزا بیرون از رختخواب
جاستین مداخله کرد و گفت:آخه الان کی تو رختخوابه احمق بیشعور؟؟؟
ناگهان همه ی چراغ ها خاموش شد و صدای ولدمورت به گوش رسید
هری پاتر را تحویل دهید اگر او را تحویل دهید آسیبی به
هاگوارتز نخواهم زد او را تحویل دهید تا جایزه بگیرید
یک ساعت فرصت دارید
دوباره چراغ ها روشن شدند ناگهان پانسی پارکینسون فریاد زد:پس منتظر چی هستین؟؟بگیرینش
ولی جسیکا جلوی هری اومد بقیه ی بچه ها هم دور هری وایسادند
برچسب:
نویسنده: تايافا