
| الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها | | که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها |
| به بوی نافهای کاخر صبا زان طره بگشاید | | ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دلها |
| مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم | | جرس فریاد میدارد که بربندید محملها |
| به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید | | که سالک بیخبر نبود ز راه و رسم منزلها |
| شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل | | کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها |
| همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخر | | نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفلها |
| حضوری گر همیخواهی از او غایب مشو حافظ | | متی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهملها |
شعرهای زیبای دیگرحافظ درادامه ی مطلب
برچسب:
نویسنده: تايافا
تاريخ: يکشنبه
9 تير
1392 ساعت: 19:28