خرید بک لینک

تو حیاط دبیرستان یکی یقه پیرهنم رو گرفت!

فهمیده بود از خواهرش خوشم میاد…

بچه ها فریاد میکشیدند…. قورتش بده…

اون هی مشت میزد و من فقط و فقط دفاع میکردم…

فرداش خواهرش بهم گفت :حداقل توام یه مشت میزدی

روم نشد بهش بگم…


آخه چشماش شبیه تو بود!!

برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 19:28

صفحه بندی