خرید بک لینک

روزگاري در گوشه اي از دفترم نوشته بودمspan>تنهائي را دوست دارم چون بي وفا نيستspan>تنهائي را دوست دارم چون تجربه اش کرده امspan>تنهائي رادوست دارم چون عشق دروغين درآن نيستspan>تنهائي را دوست دارم چون خدا هم تنهاستspan>تنهائي رادوست دارم چون در خلوت و تنهائيم در انتظارspan>خواهم گريست وهيچ کس اشکهايم را نميبيندspan>اما از روزي که تو راديدم نوشتمspan>از تنهائي بيزارم چون تنهائي ياد آور لحظات تلخ بي توبودنم استspan>از تنهائی بيزارم زيرا فضاي غمگفته سكوتم تورا فرياد ميزندspan>از تنهائي بيزارم چون به تووابسته امspan>از تنهائي بيزارم چون با تو بودنراتجربه کرده امspan>از تنهائي بيزارم چون خداوندهيچانساني را تنها نيافريدspan>از تنهائي بيزارم چون خداوند تورابرايم فرستاد تا تنها نباشمspan>از تنهائي بيزارم زيرا هر وقتتنهائي گريه كنم دستهايspan>مهربانت رابراي پاک كردن اشكهايم كم مي آورمspan>از تنهائي بيزارم چون شيرين ترينلحظاتم باتوبودن استspan>از تنهائي بيزارم چون مرداب مردهتنم با آفتاب نگاه تو جان ميگيردspan>از تنهائي بيزارم چون کوير خشکلبانم عطش باران محبت از لبانت راداردspan>از تنهائي بيزارم چون هنوز بهقداست شانه هايت ايمان دارمspan>از تنهائي بيزارم چون تمام واژه هايشعرم با تو بودن را فرياد ميزندspan>از تنهائي بيزارم چون هيچگاه تنهائي را درک نکردمspan>هميشه و درهمه حال حضورت را در قلبم حس کردم پس بگذار با تو باشمspan>عاشقانه در آغوش پر مهر تو بميرمspan>تا هميشه ماندگار باشمspan>تنهایم نگذار

برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 19:28

صفحه بندی