باسلام به شما دوستان عزیز!![]()
امروز می خام خاطره ی 5سال با بچه هایی که از کلاس اول تا پنجم دبستان باهم بودیم زنده کنم.
کلاس اول (سال 87-86)که تمام شد بچه ها بااصرار، آقا میشه سال بعد هم معلم ما باشی .ما قبول کردیم .
شد سال دوم ،سوم ،چهارم وپنجم .
آقا سال ششم هم اومده (92-91).ولی من قبول نکردم .می خواستم که بچه هاحداقل در دوره ی ابتدایی یه معلم خوب را تجربه کنند.
سیّد کلاس می گفت :
آقا دیگه خسته شدیم .گفتم از بابت چی جانم!
گفت :آقا کاش یه معلم دیگه به ما درس می داد نه اینکه تو بدهستی ها!نه!
گفتم :پس چی ؟
گفت:می خواهیم یه تنوع به وجود بیاد.
حالا با اون لنز چشمای قشنگتون ،بزرگ شدن بچه ها را از نگاه دوربین در 5قاب جداگانه مرور کنید.(به ویژه بچه های خوب دوراهک)
به یاری خدا وقولی که به بچه ها دادم ،این مجموعه را با کلی خاطره به صورت کتاب در خواهم آورد.

کلاس اول
کلاس دوم 

کلاس سوم
کلاس چهارم 

کلاس پنجم
برچسب:
نویسنده: تايافا