
در جامعه ما اگر روح قانون قابل حس نیست به این دلیل است که
در روحیه ی بخشی از مردمان ... !! احترام به خود ریشه ندارد و زمانی که کسی در خود
احساس عزت و شرافتمندی ننماید مسلم است که بی احترامی به قانون و دور زدن آن
در نظرش می شود شرط پیشرفت ... !!
تفاوت هم نمی کند این فرد٬ دکتر و مهندس و کارگر و کارمند و بازاری و وکیل و قاضی باشد
یا صاحب منصب دولت یا مجلس یا هر کس دیگری که باشد ... !!
البته پیشرفت مد نظر چنین افرادی ... نه آن پیشرفت ریشه ای و پلکانی٬ که زود بازدهی
و چند برابری بدست آوردن است ... !!
افرادی که فکر و دیدگاه مولد ندارند عمدتن در کار پول روی پول گذاشتن هستند.آنهم به این
شکل بدوی٬ یعنی جمع کردن و آخر سر دو دستی به وارث تحویل دادن ... !!
تا بعد از مدتی از همان راهی که بدست آورده اند در همان راه نیز هزینه کنند ... !!
وجه مشترک افراد غیر مولد٬ حرفها و گلایه ها و دیدگاه های شبیه هم است و این که هیچ
کدامشان فکری برای استفاده ندارند بلکه به اتکای احساسات و به نرخ روز بودن مبادرت
به انجام کارهای شان می کنند ... !!
از طرفی به چنان دردی گرفتارند که بی آنکه دلیل اتفاقات بد و ناگوار رخ داده در زندگیشان
یعنی چوب بی صدای حضرت خدا را باور داشته باشند همواره نحسی ناگواریها٬
نکبت بعضی بیماریها٬ هزینه های آنچنانی و ناآرامی روحی و بی برکتی و ...
که گریبان زندگی شان را گرفته و بی برگ و برش نموده است به دوش می کشند
و تازه جالب تر این که در این گیر و دار وانفسا بعضی ها حسرت خور وضع مالی
این افراد هستند ... !!
آن هم افرادی که درونشان خودشان را کشته و برونشان سطحی نگرها را ... !!
و تا وقتی چنین افرادی با هر اسم و رسمی که دارند٬ در جامعه ما زندگی می کنند
دلیلی وجود نخواهد داشت که روح قانون در جامعه ما حاکم و جاری شود ... !!
برچسب:
نویسنده: تايافا