به نام خالقی که هر لحظه ی شبانه روز احساس بودنش به تمام جسم و جان نیرویی میدهد که میتوانم زمین و فلک را به یک باره در هم بیامیزم . به نام خدایی که سعی میکنم در راهیی بروم که او برایم مشخص کرده و امیدوارم اگر کج روی کردم مرا ببخشید .
چند وقته حرف دل ننوشتم . امروز بهترین روز بود برای نوشتن حرفایی که شاید بر روی زبان نچرخد و یا شاید اینکه گفتار گذرا تر از نوشتار است باع ث شود حق مطلب به درستی ادا نشود .
خداوندا سپاسگذارم به خاطر خانواده ای از جنس گل یاس که برای لحظه ای بیشتر بودن با آنها لحظه شماری میکنم و
خداوندا سپاسگذارم به خاطر عزیزانی که به من و در کنار من هستند . خانواده ی دومی که شاید نصیب هر کسی نشود اما قسمت بنده ی حقیر شد و بابتش سجده ی عشق بر خاک تو میزنم .
پروردگارا ...
در چند ساله اخیر زندگی ای با فراز و نشیب ها و آدم هایی که هر کدام به نحوی زندگی مرا تحت الشعاع قرار دادند . بخاطر تمام درسهایی که از آنها آموختم از تو سپاسگذارم . و حال بعد از ۲۵ سال عمر میگویم خداوندا هیچ عشقی را نمیخواهم مگر آنکه حس بودنت را در آن احساس کنم .
خداوندا اگر کسی به من بدی کرد من از او گذشتم و فقط یک خواهش از تو دارم که اگر در مسیر اشتباهیست به راه درست هدایتش کن .
خداوندا ازین که هر لحظه مونس هم هستی به خودم میبالم
و در آخر خداوندا این نیسان و خاور و امیر را از من نگیر
برچسب:
نویسنده: تايافا