
جمشید بعد از دادن گل:سولماز با من ازدواج می کنی؟
سولماز:من اول دچار شک و تردید بودم بهت بله بدم ولی وقتی همچین گل خوشرنگی بهم دادی
فهمیدم خیلی خوش سلیقه هستی با اجازه بزرگترا بلهههههههههههههه
جمشید:وای خدای من باورم نمیشه.ممنونم ازت سولماز
از وقتی روحانی اومده زندگی داره به من لبخند می زنه خیلی احساس خوشبختی می کنم
حمید نوشت:ما هم پیوند جمشید و سولماز را در این شب عزیز تبریک می گوییم مبارکشون باششششه![]()






![]()
برچسب:
نویسنده: تايافا