واژه بدا در قرآن و روايات به كار رفته و در روايات شيعه و سنى از آن ياد شده است; البته گاهى از آن به محو و اثبات كه هم معناى بداست نيز ياد مى شود. در روايات شيعه اهميت خاصى به مسأله بدا داده شده اما در روايات اهل سنّت در مورد بدا تنها يك روايت وجود دارد كه بدان اشاره خواهد شد.
بدا به فتح اول و مد سوّم، به معناى ظهور و آشكار شدن چيزى پس از پنهان شدن و اختفاى آن است كه در قرآن نيز به كار رفته است; (وَ بَدَأ لَهُمْ سَيّئاتُ ماكَسَبُوا...)[1]; آشكار شد براى آنان پاداش گناهانى كه كسب كرده اند.
اين معناى ظهور و آشكار شدن براى انسان مصداق دارد; زيرا انسان نسبت به آينده امور و مصالح و مفاسد ناآگاه است اما ذات اقدس الهى منزه از جهل و خفاى در امور است.
به اتفاق همه علماى شيعه، نسبت دادن اين معنا به خداوند بزرگ صحيح نيست; بلكه كفر است. ولى متأسفانه آنچه برخى نويسندگان مذاهب، به شيعه نسبت داده اند مؤيد همان معناى عرفى است، در صورتى كه علماى شيعه مقصودشان چنين معنايى نيست. بلكه بدا از ديد عالمان شيعه داراى دو معناست; يك معنا همان است كه درباره انسان صادق است و معناى ديگر آن با مفهوم اصطلاح محو و اثبات در عقايد اهل سنّت يكى است و تنها اختلاف بين شيعه و اهل سنّت لفظى است. به تعبير ديگر بدا به معناى ابداع و ايجاد مى باشد، يعنى خداوند بزرگ بر حسب شرايط و مصالحى، حكم به وجود و حدوث چيزى مى كند. از اين رو امام صادق(عليه السلام)فرموده است: «من زعم أن الله عزوجل يبدوا له في شىء لم يعلمه أمس فابرأوا منه»،[2] از كسى كه چنين بپندارد براى خداوند بزرگ چيزى آشكار مى شود كه روز گذشته از آن آگاهى نداشته، برائت بجوييد.
در روايت ديگر مى فرمايد: «ان الله يقدم ما يشاء و يؤخر ما يشاء و يمحو ما يشاء و يثبت ما يشاء و عنده أم الكتاب»[3]; خداوند هر چيزى را بخواهد مقدم مى دارد و هرچه را بخواهد به تأخير مى افكند، آنچه بخواهد محو مى سازد و آنچه بخواهد تثبيت مى كند و ام الكتاب در پيشگاه اوست.
در تبيين مسأله بدا، ديدگاه شيخ صدوق; راهگشاست; ايشان مى گويد: علت اينكه شيعه به مسأله بدا به معناى صحيح آن معتقد است اين بوده كه يهوديان بر اين عقيده بودند كه (يَدُ اللهِ مَغْلُولَةٌ)[4]; دست خدا بسته است. يعنى خداوند كارى را كه تقدير فرموده نمى تواند تغيير دهد! اما ما عقيده داريم كه او در هر روزى شأنى دارد.
كُلَّ يَوْم هُوَ فِي شَأْن لا يشغله شأن عن شأن يحيى و يميت و يخلق و يرزق و يفعل ما يشاء و قلنا: يَمْحُوا اللهُ مَا يَشَاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتَابِ و انه لا يمحوا الا ما كان و لا يثبت الا ما لم يكن و هذا ليس ببداء كما قالت اليهود و أتباعهم فنسبنا في ذلك الى القول بالبداء و تبعهم على ذلك من خالفنا من أهل الاهواء المختلفه و قال الصادق(عليه السلام): ما بعث الله نبياً قط حتى يأخذ عليه الاقرار لله بالعبودية و خلع الانداد، و أن الله يؤخر ما يشاء و يقدم ما يشاء...»[5]; او هر روز در كارى است و هيچ كارى او را از كار ديگر باز نمى دارد، زنده مى كند و مى ميراند، مى آفريند و روزى مى دهد و آنچه بخواهد انجام مى دهد. ما مى گوييم: خداوند هر چه بخواهد محو مى كند و هر چه را بخواهد تثبيت مى كند و جز چيزهايى كه موجود نيست پديد نمى آورد. اين نظر هرگز به معناى آن بدايى كه يهود مى گفتند نيست كه لازمه آن جهالت خداوند متعال باشد... امام صادق(عليه السلام)مى فرمايد: خداوند در هنگام بعثت هر پيامبرى، از وى چند چيز اقرار مى گرفت; اقرار به عبوديت خدا، برايش شريك نگيرند و اين كه خداوند هر چه را بخواهد مقدم مى دارد و يا به تأخير مى اندازد.
شيخ مفيد مى نويسد: «به كار بردن واژه بدا، به خاطر آن است كه اين واژه در روايات ائمه: به معناى صحيح آن استعمال شده و اگر از طريق سمع و روايات نرسيده بود اطلاق آن را جايز نمى دانستيم; چنان كه اگر در مورد خداوند وارد نشده بود كه خداوند يغضب و يرضى، به كار بردن اين دو واژه را نيز جايز نمى دانستيم و مقصود ائمه(عليهم السلام) از واژه بدا، همان چيزى است كه همه مسلمانان درباره نسخ به آن معتقد مى باشند; يعنى همان طورى كه مسلمانان مدتى بر اساس مصالحى به سوى بيت المقدس نماز مى خواندند و پس از آن آيه تغيير قبله نازل شد، در امور تكوينى نيز اگر غنا يا حيات كسى تقدير شده و پس از مدتى تغيير كند و فرد غنى، فقير و شخص زنده بميرد و يا رزق و روزى و اجل تغيير كند، در همه اين موارد در علم خداوند تغييرى حاصل نمى شود; چنان كه در نسخ تغييرى پديد نمى آيد. اگر مرگ فردى تقدير شده اما در اثر اعمال خوب و انجام صله ارحام عمر او طولانى گرديد در علم خدا دگرگونى حاصل نمى شود بلكه خداوند كارى را ايجاد نموده و براى بندگانش كه از پشت پرده اطلاع ندارند امورى را آشكار گردانيده و اين است حقيقت بدا كه شيعه بدان معتقد است. روشن است كه هر كس مسلمان باشد بايد چنين عقيده اى داشته باشد».
بنابراين بدا به معناى تغيير اراده و پشيمانى نيست; بلكه به معناى ايجاد و دگرگونى است; همان طورى كه در مسأله نسخ احكام و شرايع الهى، هيچ مسلمانى نمى گويد براى خداوند پشيمانى پديد آمده است، در مسأله بدا نيز چنين است; چون هيچ گونه تفاوتى در اين دو نمى باشد، جز آن كه نسخ در عالم تشريع و اديان الهى و بدا در عالم تكوين و خارج پديد مى آيد و اين عقيده به معناى نقص در علم و قدرت نامتناهى خداوند نيست; چرا كه خداوند بزرگ از ازل به تمام تحولات و دگرگونى ها علم دارد و در لوح محفوظ وجود دارد. خداوند بزرگ از آغاز مى دانست كه پس از بعثت پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) اديان ديگر نسخ مى شود و شريعت جديدى جاى آنها رامى گيرد، و يا در فلان ساعت حكم تغيير قبله نازل مى شود، يا فلان شخص با انجام كارهاى خوب و يا صله رحم، عمرش طولانى مى گردد. هر يك از اين تحولات ريشه هايى دارد كه براى بشر مخفى است امّا براى خداوند آشكار است. از اين رو بدا براى بشر به معناى آشكار شدن و براى خداوند به معناى ايجاد و تحول است; چنان كه در آيات قرآن از آن حقيقت به محو و اثبات ياد شده است; (يَمْحُو اللهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ)[6]; محو مى كند هر چه را بخواهد و بر جاى مى دارد هر چه را بخواهد. از اين رو اختلاف در مسأله بدا لفظى است، و استفاده ابزارى از واژه هاى متداول در عقايد مذاهب درست نيست; البته به كار بردن واژه بدا در روايات و عقايد شيعه به جاى محو و اثبات به خاطر آن است كه در قرآن و به ويژه گفتار رهبران معصوم: اين واژه به كار برده شده است و شايد استفاده از آن از باب توسعه در تعبير باشد.
با توجه به تفسير بدا، مى توان پاره اى از مفاهيم را كه در برخى از روايات مثل روايتى كه در صحيح بخارى آمده و يا در روايات شيعه درباره امامت فرزند بزرگ امام صادق(عليه السلام)ـ اسماعيل ـ آمده درك نمود. چرا كه هيچ گونه منافاتى بين اين تحولات با علم و قدرت الهى وجود ندارد. شيخ مفيد مى نويسد: «اين روايت امام صادق(عليه السلام) : ما بدا لله في شىء كما بدا له في اسماعيل، مربوط به منصب امامت نيست; بلكه مربوط به مرگ اسماعيل است. چنان كه در حديث ديگرى از امام صادق(عليه السلام) نقل شده كه فرمود: خدا در دو نوبت كه اسماعيل بيمار شد، مرگ را بر او تقدير كرد اما به وسيله دعا و درخواست من، از مرگ نجات يافت و دعاى من پذيرفته شد».[7] از اين رو در روايات فراوانى آمده كه دعا، قضاى الهى را تغيير مى دهد، صله رحم عمر را طولانى مى كند و...
البته اهل سنّت به محو و اثبات عقيده داشته و از به كار بردن واژه بدا پرهيز دارند، گر چه در برخى روايات آنان نيز واژه بدا به كار برده شده است. در صحيح بخارى آمده: «قال رسول الله(صلى الله عليه وآله) : ان ثلاثة في بنى اسرائيل أبرص و أعمى و أقرع بدا لله عزوجل أن يبتليهم فبعث اليهم ملكا فأتى الابرص و ...»;[8] ابوهريره مى گويد: از رسول خدا(صلى الله عليه وآله)شنيدم كه فرمود: سه تن در بنى اسراييل به مرض پيسى ،كورى و بى مويى گرفتار شدند آن گاه براى خداوند بدا حاصل شد تا آنان را به اين امراض آزمايش نمايد. فرشته اى را به سوى آنان فرستاد، در آغاز نزد كسى آمد كه به مرض پيسى گرفتار بود به او گفت چه چيزى را بيشتر دوست دارى؟ گفت: رنگ و زيبايى پوست را، چون به اين صورت مورد نفرت مردم قرار دارم، آنگاه بدن او را دست كشيد، رنگ و پوستش نيكو شد. و همچنين نزد آن دو تن ديگر رفت.
[1]. سوره زمر، آيه 48، مفردات راغب، واژه بداء.
[2]. بحارالانوار، ج 4، ص 92.
[3]. همان.
[4]. سوره مائده، آيه 64.
[5]. همان، ص 125.
[6]. سوره رعد، آيه 39.
[7]. تصحيح الاعتقاد و بحارالانوار، ج 4، ص 127 و الفصول المختارة، ص 309.
[8]. صحيح بخارى، ج 4، باب ما ذكر عن بني اسرائيل.
برچسب:
نویسنده: تايافا