خرید بک لینک
سلام دوستان عزیز

مطلب این پست یک داستان واقعی از یک صحبت شخصی بدون درج نام آیدی مورد نظر در محیط فضای مجازی است ..

نتایج اخلاقی این بحث شما رو کمک میکند که از ساده انگاری های فضای مجازی دور باشید و واقع گرایانه به مسائل بنگرید ....


---------------------------------------------------------------------------------------------------

تا به حال فکر کرده اید که مرز بین حقیقت و دروغ در فضای مجازی تا چه حد است ؟

در مدت حضورم در محیط مجازی با موراد بسیار عجیب مواجه شدم که شاید داستانی که نقل میکنم از این حیث بسیار شنیدنی باشد !

در حال گذران وقت در فضای مجازی هستی که ناگهان دینگ دینگ یک آیدی محترم وز وز میزند که شما را می شناسم و هر چقدر قسم میخوری که من فقط همین یک آیدی را دارم باورش نمیشود و بعد میروی مایک تا به او ثابت کنی وبعد از اینکه بر رو ثابت شد که اشتباه کرده است شروع میکند به تعریف داستانی بس عجیب !!

به راستی چرا باید اینگونه داستان سرایی کند ؟

آیا سودی خواهد برد ؟ آیا منافعی را کسب خواهد نمود ؟

و داستان سرایی اینگونه شروع میشود!

تی وی : بفرمایید در خدمتنم

آیدی دروغ پرداز : من برادرم را کشته ام

تی وی : وای چه بد ! چطور شد که اینطور شد ؟

آیدی دروغ پرداز : فلان خطا رو مرتکب شده بود و من به پلیس گفتم و اون ها برادرم رو کشتن

تی وی : شما چند مدت نت نبودید؟

آیدی دروغ پرداز :من مدتی بیمارستان بودم چون پلیس ها به من تیر اندازی کرده بودن و خیلی وقته نت نیومدم

ولی اینجا مشخص بود دروغ پردازی شروع شده چون واقعا سریع تایپ میکنه

تی وی : الان کجا هستید؟

آیدی دروغ پرداز : من مادرم خارج از کشوره و پدرم رو براش پاپوش درست کردن فردا صبح میخوان اعدام کنن :( منم میخواستن ببرن بهزیستی فرار کردم :( الان فرار کردم خونه ی عمه ام که مرده :(

خوب جالبه ایشون وارد خونه ی عمه ی مغفوره اشون شدن بعد وارد سیستم ایشون شدن و بعد ارتباط اینترنت هم از دیار باقی برقرار بوده ، واقعا همه چیز محیا بوده بیاد الفور و وارد روم ها بشههههه

رووو رو برم به خدااااا :)

در طول صحبت فقط میخواستم مچش رو بگیرم ولی ببنید چی میگفت :))
تی وی : خوب آدرس بدید بگیم بیان کمکتون !

آیدی دروغ پرداز : نه ، درسته که من از سه شنبه هیچ چیزی نخوردم و پول هم ندارم ولی براتون دردسر میشه :(

خخخخخخ شما گفتی ما هم باور کردیم !

واقعا چه سودی میبرند از بیان این مسائل ؟ از این همه دروغ پردازی ؟

تی وی : خوب پدرتون چه کار کرده بود ؟

آیدی دروغ پرداز : پدر من میلیارد بوده ولی براش پاپوش درست کردن :( موارد مخدر گفتن تو اتاقش بوده

تی وی: خوب حتما چیزی بوده !

و حالا درام شروع میشودو...خخخخخ

آیدی دروغ پرداز : شما اگر پدرتون رو امروز صبح بخوان اعدام کنن خوابتون میبره ؟:(( من هیچی نمیتونم بخورم :(( خدااااا چرا اینجوری شد ؟:((

تی وی : حالا خوب ناراحت نباشید ..یکم به خدا توکل کنید..( مثلا من باور کردم :) )

آیدی دروغ پرداز : من اصلا نمیتونم بخوابم :( دارم می میرم از ترس .. واقعا پدرم تنها و بی کسو کار اعدام میشه :(

وای من بایدبرم پیشش تنها نباشه

خخخخخخ منم مثلا متاثر شدم !!

تی وی : آخییییی واقعا متاسفم :(

آیدی دروغ پرداز : خوب من خیلی خوابم میاد برم دیگههه بخوابم

تی وی : بله خدا کمکتون کنه ان شالله

خخخخخخخخخ بعضی ها واقعا مرض روحی روانی دارن ..طرف میگفت خوابم نمی بره بعد گفت خوابم میاد برم بخوابم


این رو گفتم که یاد آوری کنم در کنار شمایی که از سلامت روح و روان برخورددارهستی دوستانی چت میکنند که از مشکلات دوشخصیتی و مانیا و ... رنج می برند و باید مراقب باشید و اجازه ندهید این رود باوری ها بر روج و روان شما تاثیر بگذراد ....


اللهم اشفع کل مریض .. الهی آمین

یا حق

برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 19:22

صفحه بندی