خرید بک لینک

گل آفتابگردان را گفتند:


چراشبها سرت را پايين مي اندازي؟


گفت :ستاره چشمک ميزند، نميخواهم به خورشيد خيانت کنم


به سلامتي همه اونايي که مثل گل آفتابگردان هستند . . .





به سلامتي اون دختري که وقتي تو خيابون يه لکسوز واسش


بوق ميزنه بازم سرشو ميندازه پايين و زير لب ميگه:


اگه 730 هم داشته باشي... چرخ پرايد عشقمم نيستي!!!




سخن عاشقانه گفتن دليل عشق نيست


عاشق كم است سخن عاشقــــانه فراوان ...


عشق عادت نيست ،


عادت همه چيز را ويران مي كند از جمله عظمت دوست داشتن را ...


از شباهت به تكرار مي رسيم ، از تكرار به عادت ،


از عادت به بيهودگي از بيهودگي به خستگي و نفرت ...




پسرک گرسنه اش است، به طرف یخچال می رود،


در یخچال را باز می کند...


عرق شرم بر پیشانی پدر می نشیند


پسرک این را می داند،


دست می برد بطری آب را بر می دارد


کمی آب در لیوان می ریزد...


صدایش را بلند می کند ، " چقدر تشنه ام بودم "


پدر این را می داند پسر کوچولویش چقدر بزرگ شده است.




برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 19:22

صفحه بندی