خرید بک لینک
بسمه تعالی

ما برای بوسیدن خاک سر قله ها چه خطرها کرده ایم

گزارش صعود زمستانی سبلان ( صعود۴۲)

تاریخ ۲۱و ۲۰/۱۱/۹۱

اعضاء : داود خالقی - خسرو یوسفی

سبلان 20بهمن 91

صعود زمستانی امسال سبلان در روزهای جمعه و شنبه ۲۰ و ۲۱ بهمن ماه همراه همنوردم آقای خالقی در حالی صورت گرفت که قبل از اجرای این برنامه تعداد خیلی زیادی از دوستان حدود ۱۷ نفر درخواست کرده بودند که در این صعود شرکت نمایند از جمله آقای واحدی به همراه دوستانش ۴نفر از بهار همدان و همنوردان صعود زمستانی سالهای قبل و نیز تعدادی از همکاران و دوستان وبلاگی ، گرچه هماهنگی اینکار مخصوصاً در صعود زمستانی خیلی سخت بود ولی من نیز به هیچکس جواب رد نداده بودم ولی میدانستم که موقع رفتن خیلی ها نمی آیند به قول ضرب المثل ما ترکها: "گئجئدن اودونا گئدن چوخ اولار ولی صبح ایپ تاپولماز" یعنی:" از موقع شب برای رفتن جهت آوردن هیزم خیلی ها داوطلب میشوند ولی موقع صبح طناب پیدا نمیشود" به هر حال موقع رفتن به سبلان دیدم خودم باید تنها بروم ولی خوشبختانه در آخرین لحظات آقای خالقی از همنوردان صعود زمستانی سال قبلم اعلام آمادگی کرد و گفت من میایم بویژه اینکه کفش دو پوش خیلی خوب و نیز پوشاک و تجهیزات خوبی خریداری کرده بود بالاخره صبح روز جمعه ساعت ۳۰/۵ از تبریز حرکت کردیم ساعت ۳۰/۹به شابیل رسیدیم و با توجه به تجربه سال قبل ماشین را در بالا یعنی کنار کارگاه تله کابین پارک نمودیم و ساعت ۱۰ صعودمان را از کنار مسیر تیرهای تله کابین آغاز کردیم در فاصله کمی از ما نیز ۳ نفر که دو نفرشان از همدان و یک نفر از تبریز بودند در حال صعود بودند و در پناهگاه متوجه شدیم که یکی از آنها خانم سلماسی از هیمالیا نوردان بنام کشورمان میباشد (واقعاً صعود خوبی انجام دادند در پایین تر از سنگ محراب جایی که ما خیلی خسته بودیم و به سختی آنجا را بالا میرفتیم برفکوبی مسیر ، پاهای ما را از کار انداخته بود ایشان خیلی راحت و سرحال مثل اینکه در چهار راه آبرسانی تبریز قدم میزند خیلی راحت آنجا را بالا میرفت )هوای کاملاً مساعد زمستانی و بدون باد ،جان می داد برای دیدار با سبلان و صعود به سوی قله زیبای آن ، شیب را بالا رفتیم زیاد برف نبود به غیر از قسمت آخر شیب و

سبلان 20 بهمن 91

ادامه دادیم تا مسیر جاده منتهی به پناهگاه را پیدا نمودیم و با حوصله مسیر تا پناهگاه را طی کردیم و ساعت ۳۰/۱۴به پناهگاه رسیدیم و شب

سرد سبلان را داخل کیسه خوابهای گرم ونرم در یکی از اطاقهای بالای پناهگاه سپری کردیم و صبح زود ساعت ۳۰/5 صعودمان را شروع نمودیم

یوسفی و خالقی پناهگاه سبلان 20بهمن 91

هوا خیلی خوب بود تازه براه افتاده بودیم و شیب را بالا میرفتیم تا سوار یال شویم که آقای خالقی گفت پشت سرمان انگار چیزی میاید مثل اینکه یک حیوان است برگشتم دیدم خیلی در نزدیکی ماست به نظرم گرگ میامد ولی میدانستم که گرگها مخصوصاً در این فصل تنها نمیشوند سنگ میانداختیم و صدا میکردیم دور میشد ولی دوباره از سویی دیگر پشت سر ما میامد و انگار میخواست مارا دور بزند در آخر سنگ انداختیم و دنبالش کردیم تا کاملاً از ما دور شد وقتی نور هد لایت را انداختیم از خیلی دور چشمهایش مشخص بود ودیگر به سراغ ما نیامد هفته بعد در کلاس درس سگ سانان موضوع را از استادمان آقای شهاب چراغی پرسیدم گفت : معمولاً گرگهای پیر از گله رانده میشوند و تنها زندگی میکنند و وقتی خیلی گرسنه میشوند خیلی هوشیارانه جهت سیر کردن شکمشان حمله میکنند و اصلاً گرگها با گرسنگی سازگاری ندارند گفتم کاش برای سیر شدنش یک چیزی میدادیم بخورد به هر حال ما صعودمان را ادامه دادیم در سربالایی دوم برفکوبی و بالا رفتن از آن با توجه به اینکه ما اولین نفرات بودیم خیلی

طلوع خورشید سبلان 21بهمن 91

توانمان را گرفت و حرکتمان را کند کرد و بعد از آن مجبور بودیم زود زود بنشینیم که خیلی خسته کننده بود تا به محل خسته نباشید رسیدیم و سنگ محراب را از آنجا میدیدیم و امیدوارانه صعودمان را ادامه دادیم و فاصله شیب تا سنگ محراب را به سختی بالا آمدیم و در اینجا بود که خانم سلماسی با همنورد همدانیش آمدند و از ما سبقت گرفتند و از کنار ما رد

خالقی سبلان پائین تر از خسته نباشید 21بهمن 91

شدند(همنورد تبریزی ایشان مریض شده بود و در پناهگاه مانده بود) و براحتی صعود میکردندو بالاخره ما نیز ساعت 13 به قله زیبای سبلان

رسیدیم و بر روی دریاچه یخ زده آن آرمیدیم و خیلی خوشحال از دیدار مجدد سبلان، عکس گرفتیم به سایر صعود کنندگان از همدان و خوی تبریک گفتیم و ساعت 30/13 تا صعود دیگر بهاری با آن خداحافظی نمودیم

دریاچه یخ زده سبلان 21بهمن 91

(متاسفانه دوربین من خراب شد و تنها قسمتی از عکسهایم ماند و چند تا از عکسهای صعود را از آقای خالقی گرفتم)

یادش به خیر - خسرو یوسفی

برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 19:21

صفحه بندی