می شودیلدارافهمید
کاردشواری نیست
کافیست کرسی بگذارید
دورآن بنشینید
قاچی بزنیدبه هندوانه عشق
وببوییداناری صددانه به یاددوستان قدیمی
زمزمه نیدتاپاسی ازشب قصه بودن را
تجربه کنید!!
کارسختی نیست
میشودیلدارافهمید
میتوان بودن بایلدارافهمید
بایلداخندید
محوکردازیادها تلخی وسردی زمستان رفاقت هارا
درهمین یک لحظه بیش ازهرروز
عمیق ترساخت علاقه هارا
کافیست تجربه کنید!!
همین یک لحظه پرازمعنارا
میشوداینگونه فهمیدیلدارا
یلدای پرازتکراررا
یلدای پرازآشنایی هارا
میشودبایلداتجربه کردگرمابودن هارا
آری این است!!
رازورمزبلندترین شب سردسال ها!!
نویسنده ها:ترنج وآشنا

نام اویلدابود
مادرش خورشید
گفته بودش روزی
حکمت نام بلنداورا
ختم تاریکی
لحظه ی آغازیلدابود
لام اولبخند
لام اولیلی
لام اولحظه ی لبخندخدا
دال اودردوغمی بودکه درمان شده بود
الفش لیک فراترزهمه آنهابود
الفش آبادی
الفش آزادی
شایدم"اشق"زچشم کودک خردی بود
که کتابت زکسی هیچ نیاموخته بود
لیک عشقش صادق
معرفت اخت وجودش شده بود
نام اویلدابود
مادرش خورشید
تکه نوری شاید
ازبرای گرمی وروشنی دلهامان
فال امشب باشد.
شاعران:فانی وسپیده

پ.ن1:
خب این عکس عکس ماانجمنی هاس که پارسال شب یلداروتومدرسه جشن گرفتیم
پ.ن2:
شاعران ونویسندگان این متن وشعرازبین خودمون بچه های انجمن اگرازنظرتون جایش کم وکاست داره بهمون
خبربدید
یادگارنوشت:
این روزهاهمان روزهایی است که دیگرهرگزتکرارنخواهندشد....شب یلدای جاوید...همیشه درذهنمان یادهم
حک خواهدماندتنهاوتنهابه خاطرهمین خاطره ها.
برچسب:
نویسنده: تايافا