
میم،مهربانی های او بر دل نشست
عین،علم او درهای غفلت را ببست
لام،لایق هر آنچه زیبایی که هست
میم،بار دیگر مهربانی هایش استاین حروف یکجا "معلم" میشوند
هریک از ما را به فردا می برند
فاطمه فاخری
دوم ریاضی

فرحنوش محمدابراهیم
۲/۳ انسانی
عارفان علم عاشق میشوند بهترین مردم معلم می شوند
عشق با دانش متتمم می شود هرکه عاشق شدمعلم می شود
روزت مبارک.........
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دنبال کلمات می گردم و دنبال حرفی که وسعت بزرگی های تو را حتی ذره ای چشم نپوشد.اما مگر می شود؟ذهنم از خاطرات خوب کلاس و درس و پندهای تو پر است . با کلمات قادر به گفتن تمام آنچه که بودی و تمام آنچه کردی برایمان نیستم
تمام روزهای سال خیالم آشفته ی بازی با سطرهای قدردانی و سپاس می شود تا روز تو برسد لیکن باز قادر نیستم حتی صدایت کنم.تو برای کوچکی های من خیلی بزرگی من باید یاد بگیرم با وضو صدای کنم تو را ... با عشق... معلمم!
آلاله جباری
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
با لبخندت الفبا را یاد گرفتم و با مهربانی ات نوشتن را آغاز کردم. با نوازش دستان گرم و پرمهرت خواندن را یاد گرفتم، (الف-ب-پ... بابا آمد، آب، ...)
روز اول که به مدرسه آمدم، داشتم به تو نگاه می کردم. نگاه تو مهربان بود مثل یک مادر، دستان نوازشگرت بوی مادرم را می داد که مایه آرامش من است.
ای شمع سوزانم که می سوزی تا من بمانم! دستان مهربانت را می فشارم و بر آن بوسه می زنم، وجود تو بود که من قد کشیدم و قلم را در دست گرفتم و خواندن و نوشتن را آغاز کردم. تو برایم ذوق کردی و خندیدی، تا من شاد شوم و بزرگتر شوم و من را بدرقه کردی تا راه را طی کنم و به مسیر راهم چشم دوختی و آرام زیر لب دعا گویم شدی تا راه را به درستی طی کنم و تا انتها موفق شوم، بدرقه ام کردی و دعا کردی تا خدا همیشه پشت و پناهم باشد.
گلی بی آب بودم، تو آمدی مانند ابر، برایم مثل باران مهربانی باریدی و نیز یک بار دیگر مانند آفتاب، بر من تابیدی، تا گلی همیشه خندان و با طراوت شوم و تو قد کشیدنم را تماشا کردی و لبخند زدی.
تو خورشید ی بی غروب و بارانی بی پایانی. تو سرچشمه محبتی که تمام مهربانی را به من هدیه کردی و به من آموختی آن چه را که باید می آموختم.
درس زندگی را تو به من یاد دادی، نابینا بودم و تو بینایم کردی و راه زندگی را روشن و نشان دادی.
و اینک:
چه را تقدیمت کنم که جبران محبت هایت باشد؟
گل سرخ، گل سفید، گل زرد، همه با هم دسته شدند تا تقدیمت کنم. گل سرخ ، خنده من، گل سفید قلب پاک تو و گل زرد الفبای مهربانی است، همه را با هم تقدیمت می کنم و بر دستان پرمهرت بوسه می زنم.
الفبای مهربانی
معلم جان! جانم فدایت
مهربانی، مانند یک مادر
یاد دادی تو به من
الفبای مهربانی را
تو مانند شمعی
من به دورت مانند پروانه
تو یک درختی
که من زیر سایه ات نشستم
ای شمع سوزانم، مهربان معلم جان!
تا ابد سایه ات بر سرم می ماند
معلم مهربانم! روزت مبارک
فاطمه آبنیکی
سوم انسانی
دستم بگرفت و پا به پا برد
تا شیوه ی راه رفتن آموخت
یک حرف و دو حرف بر زبانم
الفاظ نهاد و گفتن آموخت
لبخند نهاد بر لب من
بر غنچه ی گل شکفتن آموخت
پس هستی من ز هستی اوست
تا هستم وهست دارمش دوست
معلمم هروزت مبارک
فاطمه گلی
سوم انسانی
من نگاه میکردم.اما تو به من چگونه نگاه کردن را اموختی. من میخواندم اما تو به من چگونه خواندن را اموختی. من اندیشه میکردم اما تو به من چگ.نه اندیشیدن را اموختی . تو الفبای سبز هستی را نشانم دادی روزت مبارک...........
مریم برقی دوم انسانی
بی انصافیست که تو را به شمع تشبیه کنم زیرا شمع را میسازند تا بسوزد
اما تو میسوزی تا بسازی ، با سپاس و عرض تبریک فراوان
روزت مبارک
. زهرا محمدی2/1
اگر کسی بتواند معلم خوبی باشد ، خیانت کرده است اگر به کار خوب دیگری بپردازد . چرا که معلمی مقام پیغمبری و تعلیم مقام خدایی است .
معلم شهید ، دکتر شریعتی
مهسا مقصودی2/1
تو ستاره پردازی ستاره هارا نقش میبندی جلا میدهی
و در آسمان زندگی رها میکنی
و من ستاره ی کم سوی دست نشانده ی تو ام ای معلم
مرا روشن ترین ستاره ی عالم کن
دبیر گرامی روزت مبارک
نجمه حسینی2/1
آموزگارم ، تو باغبانی.می پرورانی بذروجودم ، با مهربانی
با درسهایت دیو جهالت از من گریزد.اندرزهایت ، بهر وجودم ، شد پاسبانی
من غرقه بودم در بحر غفلت .دستم گرفتی ای ناجی من،
من همچو قایق ، تو بادبانی.بر خوان ِ دانش من میهمانم.
تو ای معلم ، خود میزبانی.کار تو باشد، ارشاد انسان
همکار ِ خوب ِ پیغمبرانی ر...و...زت م..با...رک
ش. م (متاسفانه اسمشون رو کامل ذکر نکردن )
برچسب:
نویسنده: تايافا