تکراریِ تکراری...
اگه هم تغییری باشه بدِ خیلی بد...
خُدا میشه بگی دلیلِ این کابوسا چیه؟؟
دقیقا همون کابوسایی که تو این ۵ماه که پسـرکـ نبود دوباره داره تکرار میشه...
نبودنش...
خُدایا قبلا هم بهت گفتم من تو این مورد خیلی ضعیفم خیلی زیاد
نباید جلو رامـ میذاشتیش..تا همون دخترکـِ سنگ و مغرور میموندمـ ...
حالا که ۳سال از اون لبخندی که بهش زدم میگذره خراب نکُن ...
همه چی دسته توِ فقط تو...
باهمه چی کنار میامـ جز این موضوع...
خُدا خیلی خستم...
اگه قراره کابوسا به واقعییت بپیونده بهتره منُ ببری پیشِ خودت
خُدا خیلی حرف دارمـ برات...خیلی زیاد...
ولی...
این بغضآیِ لعنتی...
این خستگی...
این باریدنایِ ۲۴ ساعتِ ...
نمیذاره...
نمیذاره باهات حرف بزنمـ
همش تکراریِ...
ولی من هنوزمـ منتظرِ ی نشونم...
فقط ی نشونه...
نمیخوامـ تموم بشه میفهمی؟؟
نمیخوام دوباره عذاب بکشم میفهمی؟؟
میخواستی جلو رام نذاریش...
حالا که گذاشتی تا اخرش باهام باش...
خیلی خستم خُدا خیلی زیاد...
+ خُدا سکوت نکُن لطفا...ی کاری کُن... ی کارِ خوب...
+ هیسسس..کسی چیزی نگه...
برچسب:
نویسنده: تايافا