تو را دارم
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:11
پر از توامبه تهیدستی ام نگاه نکننگو هیچ نداری، ببین...تو را دارم
בورا בور ....
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:11
בورا בور عاشقت شدمـבورا בور نگراטּـت بوבمـבورا בور عشق ورزیـבمـو حالعاشق شدטּ و عشق ورزیـבنت بـﮧ בیگرے راבورا בور می بینمـو از همیـטּ בورا בور مے میرمـ ...
<no title>
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:11
سفر با تو یعنی رویا ...پ ن : شیراز
<no title>
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:11
می گویند زندگی ادمی به دمی بند است و ...ممنونم خدا ... ممنونم ... که بانوی من سالم است و میخندد ...
جلسه مهم آزادگان اصفهان
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:11
هر کسی دنبال خبر می گرده ...
چه اصرای بر واگذاری سهام دماوند به آزادگان می باشد؟
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:11
بوی تنت را خدادر دست های من می جست .از رد پای تو به خوابم آمده بود .تنهاتر از همیشهنام تو رابر لبان من کشید و گفت :عشق من !چقدر لاغر شده ای ؟لاغر و دلتنگ .عباس معروفی
جلسه آزادگان مستقل با رئیس شرکت خودکفایی
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:11
تب کرده اییسلول ، سلولم اتش گرفته است ...عشق کوچک مامان ، ارام بگیر! خدا با ماست...
مقام معظم رهبری، جانم فدایت
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:11
میشه ؟!!نمیشه؟میشه؟ نمیشه؟زندگی هزار و یک پیچ دارهالهی که اندر خم یک پیچ نمونیم...خدای بانو....عاقبت ما را به خیر بگردانبه حق دل بی ریای انامیس....پ ن : او که گناهی نکرده
اولین نتایج غیر رسمی انتخابات؛
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:11
مرا ببخش بانو ،مرا ببخش که امروز برات مادر خوبی نبودم ، یه وقتایی خودم ، خودم رو هم نمیشناسم ...
یک سوال؟
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:11
چشمانت چشمانت خمار حرفهای خوبند.نخواب بانو!!حرفی بزن.پ ن : خدایا دلم خیلی گرفتهکمکم کن...
<no title>
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:11
بخش هایی از کتاب یازده(کتاب خاطرات دکتر احمد چلداوی):
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:11
این قدم های اهسته را دوست دارماین راه رفتن را !!،در دستهایی که میدانم قوی هستند.دویدنی نیست... شوقِ اخرِ رسیدن را نمیخواهم.میخواهم با تو ارام ارام راه رفتن را بیاموزم.پ ن :ابادان
این بار اینقدر مناظره ها مودب شده که به کامیونها رسیده!
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:11
یاد شهدای سه سال اخیر آزادگان بخیر
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:11
xa0شهیدxa0 از موصل شهید xa0 از موصلشهیدxa0xa0 از موصل شهیدxa0xa0 از موصلشهیدxa0xa0 از موصلشهیدxa0 از موصلشهید از رمادیxa0شهید از رمادی شهید از رمادیشهیدxa0 از تکریت شهیدxa0 از تکریت شهید از تکریت xa0xa0 xa0شهید از بعقوبه شهیدxa0 از بعقوبه شهیدxa0 از بعقوبه شهیدxa0 از خیبرشهیدxa0 از خیبر شهیدxa0 از خ...
ای کاش
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:11
یکی بود که اونم رفت …کاش از اولغیر از خدا هیچکس نبود !
شهدای جنگ ایران عراق
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:11
امروز دوست داشتم با شما درد و دل کنم؟؟؟ شما با این دل من چه کردین که هر دفعه فیلم یا عکس میبینم میزنم زیر گریه؟؟ شهدا خیلی بزرگین!!!! دوست دارم ما مردم واقعا خون شما رو پایمال نکنیم!!! شمایی که سینه هاتون پر از مدال بود ! همون ترکش هایی که اشک مارو جاری کرد!! همون سر بند های یا حسینتون که دل همه رو ...
صدام حسین
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:11
خواستی ایران رو بگیری؟؟؟ ببین چه به سرت آوردن!!!! خدا حق بنده های بی گناهشو گرفتشهدا تا ابد زنده اند
متن عاشقانه
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:11
شعر و متنxa0xa0عاشقانهxa0چه بی هیاهوست این خلوت نهانمشعله ای بیافروزتا در تنگناهای تاریک شبهای بی ستارهتو را به تصویر در آورمغزلهایم برای توستچرا که تو قطب زنده غزلهای منیومن شکسته بال ترین عاشق چند بیت آخرم .
از وقتی رفتی
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:11
xa0از وقتــی رفتــی اشک هایم آواره شـده اند ،xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 xa0xa0 xa0xa0xa0xa0xa0xa0 دیگر شانه ای ندارندxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 xa0 xa0 xa0xa0 xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 که پناهشان باشد" دلم آرام نمیشود "در این روز ها که نه ...
چشم های خشک
-
تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 21:11
" چشم هایم خشک شدند "و من نمیدانستم تاریخ انقضاء شان ،فقط چند ماه استپس از رفتنتxa0 !!font>xa0فقط یک دل شکسته میتواندصدای آه آینه را بشنودوقتی خودش را در آن میبیندxa0