علت - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:19
ابراهیم و آتش و گنجشک - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:19
نگاه ها هراسان به ابراهیم و آتش بود. در این میان گنجشکی به آتش نزدیک می شد و بر می گشت.از او پرسیدند: ای پرنده چه کار می کنی؟پاسخ داد: در این نزدیکی چشمه آبی است و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و آن را روی آتش می ریزم.گفتند: ولی حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می توانی بیاوری بسیار زیاد است و ای...
دوست من! - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:19
xa0
سال 1392 مبارک - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:19
نوروز شعر بی غلطی است که پایان رویاهای ناتمام را تفسیر می کند ...باز عالم و آدم و پوسیدگان خزان و زمستان خندان و شتابان به استقبال بهار میروندتا اندوه زمستان را به فراموشی سپارند و کابوس غم را در زیر خاک مدفون سازندو آنگه سر مست و با وجد و نشاط و با رقص و پایکوبی با ترنم این سرودطرب انگیز نوروز و جش...
پیرمرد و بچه ها - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:19
یک پیرمرد بازنشسته خانه ی جدیدی در نزدیکی یک دبیرستان خرید. یکی دو هفته ی اول همه چیز به خوبی و خوشی گذشت تا این که مدرسه ها باز شد. در اولین روز مدرسه پس از تعطیلی کلاس ها ۳ تا پسر بچه در خیابان راه افتادند و در حالی که بلند بلند با هم حرف می زدند هر چیزی که در خیابان افتاده بود شوت می کردند و سروص...
چگونه در دنیا مساوات برقرار کنیم - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:19
کنفوسیوس با شاگردانش در سفر بود که شنید در دهی٬ پسر بچه ی بسیار باهوشی زندگیxa0می کند. کنفوسیوس به آن ده رفت تا با او صحبت کند. پسرک مشغول بازی بود.کنفوسیوس پرسید: " چطور می توانی کمکم کنی تا نابرابری ها را از بین ببرم؟ "xa0کودک پرسید: " چرا نابرابری ها را از بین ببریم! اگر کوه ها را صاف کنیم٬xa0پرن...
بدون شـــــــــرح - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:19
xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0
روزهای خوب - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:19
به نظرتون درسته؟ بهش ایمان دارید؟
خدایا تو میدونی حال هرروز منو..... - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:19
مــی ترســم ... از شکسـته شدن حصــار تنهــایـی هـام ... از دل بســتن ... دل بـــریدن ... از عشــق ... از همــه ی این ها مـــی ترســم ... خــدایا ... تکلیــفی برایِ دلــم بنــویس ... خســـته ام ...
<no title> - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:19
خدايا اين روزها تموم که شد، ميام ميزنم رو شونه ت! ميگم: جنبه رو حال کردي..؟
خسته .... - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:19
گذشته ي من گذشت... - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:19
xa0 گذشته ي من گذشت...حتي مي توانم بگويم درگذشت!!!و من برايش روزها و ســاعــت هــا سوگواري و سکوت کردم...خاطراتم را زير و رو کردم و اي کاش هاي فراوان گفتم...!ولي ديگر بس است!من به شروعي ديگر مي انديشم و به شروع زندگي ديگر...و حس ناب تازه شدن...حــرفــے نيست ...فقــط مـے نــويسـم ... :رفـت ........گذ...
تـــــــــــــــــــــــــــــــــبـــــــــریــــــــــــــــــــــــــــــکـــــــــــ - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:19
صعودمون به جام جهانی 2014 رو تبریک میگمباید به مربی کره هم بگیم...که ما به جای اینکه مثل شماحرف بزنیم...عمل میکنیم...بعله ما اینطوری با غیرتیم
ای جــــــــــــــــــــونم...... - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:19
<no title> - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:19
<no title> - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:19
..... - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:19
xa0پسر : بزرگترین آرزوت چیه ؟xa0دختر: اینکه عشقمو زیر بارون بغل کنم ! تو چی؟xa0پسر : اینکه کسی که زیر بارون بغلش میکنی من باشم....
باید به بعضیا گفت ..... - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:19
xa0 بـا اعصاب من بـازی نکنxa0بخـوام باهات بـازی کنــم شهربـازی میشی!
poOri Gedaaa => 23 - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:17
نـیمـ ســآعت پیش رفتمxa0 یـه وبــِنوشتــه بود یـه اِس خــآلی بفرستیـטּ به 81332بهتوטּ نشوטּ میده تــآ حآلـآ چقد شـارژ کردیـטּ...خودمـ زدمـ نشدبــه پوریـــآ گفتمـ بیــآ بزن عاقا زد و دید یـه اِس واسش اومد :مبلغ 500 تومَن از شارژ شمـآ به کمیته اِمــام خمینی اهدا شد =))من نـِـمدونسم بوخوداپوریـــآ وردا...
22 <= - تاریخ: 1392/4/9 ساعت: 19:17
از اینکـه بعضیــآ نمیاטּ سـَـمتـِـتــ ناراحتــxa0טּَـشو ایراد از تـــو نیستــ !مـَـگس هیچوَقتــ سمتــِـ گـُـل نـِـمیره ؛ هَمیشـه میره سمتــِ آشغالـے مثــِ خـوבش آرهـ عَزیزمــ :|+ وبــــِ دیگـه َمـ مـَـخفیـــهfont>دلمـ تنگـ شد واسَـشـــ :(یــادش بــِ خـِـیـــر :)