خرید بک لینک

با من بمان اي مثل يک شعر خيالي
با من غريب آشناي اين اهالي
مي خواهم از فردا برايت قصه گويم
فردا که بي تو ميشود هر روز سالي
اين جا تمام لحظه هايم سوت و کور است
بگذر براي لحظه اي از اين حوالي
اي دل صدايم کن صدايم کن صدايم
از آسمان با لهجه ي سبز شمالي
هر شب غزل مي خوانم از ديوان قلبم
هر شب غزل بر روي شاليزار شالي
تا صبح قطره قطره قطره گريه کرديم
ديشب من و اين آسمان جاي تو خالي

برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 17:35

صفحه بندی