خرید بک لینک

به نام خدا وند لوح و قلم حقیقت نگار وجود از عدم

خدايا:تو را شُكر مي كنم كه به من درد دادي و نعمت درك درد، عطا فرمودي

تو را شُكر مي كنم كه جانم را به آتش غم سوزاندي

و قلب مجروحم را براي هميشه داغدار كردي

دلم را سوختي و شكستي، تا فقط جايگاه تو باشد

***
خدايا: تو را شكر مي كنم كه اشك را آفريدي، كه عصاره حيات انسان است

اين ها را به نيّت آن ننوشته ام كه كسي بخواند، و بر من رحمت آورد، بلكه نوشته ام كه قلب آتشينم راتسكين دهم و آتشفشان درونم را آرام كنم....

خوش دارم كه كوله بار هستي خود را كه از غم و درد انباشته است، بر دوش بگيرم و عصا زنان به سوي صحراي عدم رهسپار شوم .خوش دارم از همه چيز و همه كس ببُرم و جز خدا انيسي و همراهي نداشته باشم....


چه خوش است دست از جهان شستن دنیا را سه طلاقه کردن و از همه قید و بند اسارت حیات آزاد شدن بدون بیم و امید علیه ستمگران جنگیدن پرچم حق را در صحنه خطر و مرگ برافراشتن به همه طاغوت ها نه گفتن با سرور و غرور به استقبال شهادت رفتن جایی که انسان دیگر مصلحتی ندارد تا حق را برای آن کتمان نماید . آنجا حق و عدل همچون خورشید میتابد و همه قدرت ها و حتی قداست ها فرو میریزند و هیچ کس جز خدا فقط خدا سلطنت نخواهد داشت .

خوش دارم که زمین زیر اندازم و اسمان بلند رو اندازم باشد و از همه زندگی و تعلقات آن آزاد گردم .

خوش دارم مرا بسوزانند و خاکسترم را به باد بسپارند تا حتی قبری را از این زمین اشغال نکنم .

خوش دارم هیچ کس مرا نشناسد هیچ کس از غم ها و درد هایم آگاهی نداشته باشد هیچ کس از راز و نیاز های شبانه ام نفهمد هیچ کس اشک های سوزانم را در نیمه های شب نبیند هیچ کس به من محبت نکند هیچ کس به من توجه ننماید جز خدا کسی را نداشته باشم جز خدا به کسی پناه نبرم .

خوش دارم آزاد از همه قید و بند ها در غروب آفتاب بر بلندی کوهی بنشینم و فرو رفتن خورشید را در دریای وجود مشاهده کنم .


گرامیباد یاد وخاطره دکترخوبان...شهید مصطفی چمران که درروزی چنین درغروب دهلاویه تا خدای عشق پرکشید ...

برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 21:35

صفحه بندی