خرید بک لینک

امکان هجرت تو

تراوش می کند،از خطوط مبهم نگاهت

من پیشتر،دیده بودم

جرقه محال ماندنت را

در سایش دستانمان به رفتنت ایمان دارم،

چون ماهی آزاد به جریان آب

نبودنت،

مرا در سطح بزرگ اشکهایم پر از عطش میکند

چقدر سنگین شده اند شانه هایم!

آخر بعد از تو ترازوی تنهایی ام شده اند...

وحشت از قصه كه نه ، ترس ما خاتمه هاست


ترس بيهوده نداريم صحبت از خاطره هاست


صحبت از كشتن ناخواسته ي عاطفه هاست


كوله باريست پر از هيچ كه بر شانه ماست


ما سرانجام ، سرانجام گرفتيم به هيچ ...

برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 21:34

صفحه بندی