خرید بک لینک

ازخداخواستم غرورمرابگیرد وخدا گفت : نه

او فرمود : بازگرفتن غرور كارمن نیست بلكه تویی كه باید آن را ترك كنی

ازخدا خواستم كودكان معلول راشفا دهد و خدا گفت : نه

او فرمود : روح كامل است و جسم زودگذر

ازخداخواستم به من شكیبائی عطا كند وخداگفت : نه

او فرمود : شكیبائی دستاورد رنج توست و به كسی عطا نمی شود

ازخداخواستم به من سعادت بخشد وخداگفت : نه

اوفرمود : تبرك میكنم اماكسب سعادت كارشماست

ازخداخواستم روح مراتعالی بخشد وخداگفت : نه

اوفرمود : خودبایدمتعالی شوی اماتورایاری میدهم تابه ثمربنشینی

ازخداخواستم مراكمك كندتادیگران رابه همان اندازه كه اومرادوست دارد دوست بدارم

وخدافرمود: هان ! سرانجام فهمیدی

ازاونیروخواستم ؛ مشكلات راجلوی پایم گذاشت تاقویتر شوم

ازاوحكمت خواستم ؛ خطررادرمقابلم قرارداد تاازآن بجهم

ازاوعشق خواستم ؛ انسانهای دردمند رادرسر راهم قرارداد تابه آنها كمك كنم

ازاو كمك خواستم ؛ به من فرصت داد

هیچ یك ازخواسته هائی كه داشتم دریافت نكردم

امابه آنچه نیازداشتم رسیدم

دعای من مستجاب شده بود

برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 21:15

صفحه بندی