خرید بک لینک

پیشانی ام را بوسه زد در خواب هندویی/شاید از آن ساعت طلسمم کرده جادویی

شاید از آن پس بود که احساس میکردم/در سینه ام پر میزند شب ها پرستویی

شاید از آن پس بود که با حسرت از دستم/هر روز سیبی سرخ می افتاد در جویی

از کودکی دیوانه بودم مادرم میگفت/از شانه ام هر روز می چیدست شب بویی

نام تورا میکند روی میزها هر وقت/در دست آن دیوانه می افتاد چاقویی

بیچاره آهویی که صید پنجه ی شیری ست/بیچاره تر شیری که صید چشم آهویی ست

اکنون ز تو با نا امیدی چشم میپوشم/اکنون ز من با بی وفایی دست میشویی

آیینه خیلی هم نباید راستگو باشد/من مایه ی رنج تو هستم راست میگویی

برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 21:15

صفحه بندی