خرید بک لینک

سهراب گفتی: چشمها را باید شست ! شستم ولی…..

گفتی جور دیگر باید دید! دیدم ولی…..

گفتی زبر باران باید رفت رفتم ولی….. او نه چشم های خیس و شسته ام را نه نگاه دیگرم را هیچکدام را ندید

فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت :

دیوانه باران زده

43075084556623244599.jpg

برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 21:08

صفحه بندی