خرید بک لینک

دستانم شاید

اما

دلم نمی رود به نوشتن

این کلمات به هم دوخته شده کجا

احساسات من کجا

این بار نخوانده
بفهم مرا



سال ها می گذرد

و من از پنجره بيداری

کوچه ياد تو را می نگرم

می پويم

و چنان آرامم

که کسی فکر نکرد

زير خاکستر آرامش من

چه هياهويی هست

عاشقی هم دردیست

و من از لحظه ديدار تو می دانستم

که به اين درد

شبی

خواهم مرد ...

برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 21:03

صفحه بندی