خرید بک لینک





وقتی بود قدرشو نمیدونستم ...

حالا که رفته هر شب از دلتنگی به گوشیش زنگ میزنمو فقط اینو جمله ی تکراری رو میشنوم

"مشترک مورد نظر شما دستگاه تلفن همراه خود را خاموش کرده است..."









بابا میای بریم کوه؟
چرا بریم کوه بابایی؟
میخوام به خدا نزدیکتر بشم بلند به خدا بگم من پا نمیخوام
به بابام بده پاهامو که منو راحت بغلم کنه... :(









کفش هایت را واکس میزنم ...

نو می کنم ...

تا بتوانم درس بخوانم ...

تو که خوشبخت تر از منی چرا درسهایت را نمیخوانی ؟!








گاهی دلم میخواهد عروسکیبودم ...از همان عروسک هایی که تو با تمام وجودت به آغوشت میکشی .... کاش من هم عروسکی بودم تا لا اقل یک بار گرمای آغوشت را حس میکردم .......








گاهی ارزش داره از همهچیزت بگذری تا لبخند رو به لبای یکی هدیه کنی گاهی میتونی با یه کار کوچیک همون لبخند روبکاری رو لباش گاهی مهم اینه که بخوای بخندونی اون وقت خدا هم میخنده گاهی از خودت بگذر ... فقط گاهی ......








اونی که واقعا دوستداشته بـاشه ..شاید اذیتت کنه..ولی هیچ وقت عذابت نـمیده..شاید چند روزی هم حالتو نپرسه ..ولی همه حـواسش پـیشِ تـوئه..شاید بـاهات قـهر کنه ..ولی هیچ وقت راحت ازت دل نمی کنه !!!...







میان زمین و هوا، معلق..بین ماندن و رفتن ...بین علاقه و عقل ...مانده بود سر در گم ...ای کاش خدا کاری کند برای انتخاب درست ......








یک روز من سکوت خواهم کرد !تو آن روز ،برای اولین بار ،مفهوم "دیر شدن " را خواهی فهمید ......










گآهیدِلــَتـــــــــ نــِمیخوآهــَد . . .دیــروز رآ بِه یآدبــیآوَری . . .اَنگــیزه ای بــَرایِفــَردآ هـَم نــَدآری . . .!!!وَ حآل هــَم کِه. . .گآهی فــَقــَط دِلــَتمیخوآهــَد . . .زآنوهایــَت را تــَنگ دَرآغوش بــِگیری . . .وَ گوشــِه ای اَز گوشــِهتــَرین گوشـِه ای کِه می شــِنآسی ..بــِشینی...








تمــام ِ غصـه هـاے دنیـآ را مے تـوان با یک جمله تحـمل کرد :خــــــــــــــــــــدایــــــــــــــــا ! مے دانــم کـه مے بینـے ......

div>

برچسب: نویسنده: تايافا تاريخ: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 18:08

صفحه بندی