
به هر که می نگرم در شکایت است ،
در حیرتم که لذت دنیا به کام کیست !!!...

دلم واقعا تنگ شده حتی به سایه اش هم قناعت میکنم اما نیست خدایا .

بـا مـن بمــان ...
آنان که رفتنشان را طاقت آوردم
" تــــو "
نـبـودنــد.....

رویاهای تو پر از مهربانی است
رویاهایی شیرین
پر از حس پرواز
و لبریز از عشق...
رویایی که در آن لب هایم
تنها لهجه ی بوسه های تو را می فهمد...
رویاهایی ناب
مثل رویــــای داشتن تــــــو .

پنجره ها کلافه اند ازسنگینی نگاه منتظرم...
اگر نمی آیی پنجره ها رادیگر زجر ندهم
چشمهایم به جهنم.

میخواهم عوض شوم !
چرا باید دلتنگ اغوشت باشم؟
میخواهم تو دلتنگ اغوشم باشی!
میخواهم ان سیب قرمز بالای درخت باشم
در دورترین نقته...
دقت کن!!!
رسیدن به من اسان نیست
اگر همتش را نداری
اسیبی به درخت نزن
به همان سیب های کرم خورده ی روی زمین قانع باش!

مژه هایش را که ریمل می زد
فشار واژه روی لبان شعر می افتاد ...
خط چشم که می کشید
آرایه های ادبی درگیر خودآزاری می شدند ...
لب هایش را که سرخ ، رژ می زد
استعاره ها به رسالت شعر کفر می ورزیدند ...
موهایش را که دور صورتش می ریخت
تمام شعر را در پرانتز می نوشتم ...
من می ماندم و بی شعوری شعر
میان واژه هایی که خیرگی می کردند
آنقدر که مرد شعر زیبایی اش حساب نمی شدند ...

مینـــویســــم سـرشـــار از عـشـــق
بـــرای تـــویــی کـــه همیــشـــــــه ...
تنهـــا مخـاطـبـــ ِ خـــاصّ ِ
دل نـــوشـتـه هــــای ِ منــــی !
بــــرای تــــو کـــه بـخـوانـــی
... و بـــدانـــی
دوستـــــ داشتـنـتــ در مــــن
بــــی انتـــهـاستــ . .

عجبــ زمـانـه ای شـده استـــ
شـــ/ ـهـ / ــو /تـــ
بـه شکــل عـــشق می آیـــد
ایــن عــشق
از همــان عــشق هــای آتــشیـنی ستــ
کــه
پــس از چــند بــار
ا/ر/ضـ /ـا شــدن خــاکستــر میشــود
مراقــبــ دلــهایتــان بــاشیــد

هـمـه گفـتـند : "او" کـه رفــت ، زنـدگی کــن !
ولـــی...
کـسـی درک نـکـرد کــه "او" ...
خـود زنــدگــی ام بــود....

غــبـطـه مے خــورمــ بــﮧ " او "
کــﮧ بـیـشـتـر از مــטּ کــنــار تــو
{ نَــفَــسـ ـــ ـــ }
مـے کـشــב...!

دست به دلم نذارید . . . می سوزید. . . داغ خیلی چیز ها به دلم ماند....

دلمان که میگیرد . . تاوان لحظه هایی است که دل می بندیم......

دِل كـَندن از تـو باهـَمه عـِشقی كـه داشـتَم بــِهتـ مـَنُو به یه جایی رِسونـد كـِه حالا تـو چشـماے یـكی زُل بــِزَنُمُو بــِگَم : عاشـقَمـے ؟ خـُب بـه درك.......

ارزش یک احساس به شدت آن نیست به مدت آن است..... ...
div>
برچسب:
نویسنده: تايافا
تاريخ: يکشنبه
9 تير
1392 ساعت: 18:08